تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
محمد بن المعمر بن يحيى بن ابى المغافر بن ابى عبيدة الكلبى بود . ابن بشكوال نسب او را چنين آورده است . ابو عبيده نخستين كسى از اين خاندان بود كه به اندلس آمده بود . اينان را در قرطبه وزارت دولت عامريان بود . ابن جهور در سال 422 ، بدان هنگام كه لشكر ، المعتد آخرين خلفاى بنى اميه را برانداخت ، زمام امور قرطبه را به دست گرفت . او در آن فتنه‌ها شركت ننمود بلكه بر آن ناحيه مستولى شد و كارها را نظم بخشيد و در همهء مدت از خانهء خود به سراى خلافت نرفت . بيشتر بر شيوهء اهل فضل بود ، به عيادت بيماران مىرفت و جنازه‌ها را تشييع مىنمود و در مسجدشان كه نزديك ربض شرقى بود اذان مىگفت و نماز تراويح به جاى مىآورد و از مردم روى نمىپوشيد . مردم كارهاى خود به دست او دادند تا آنگاه كه خليفه‌اى بيابند . در اين هنگام محمد بن اسماعيل بن عباد خبر داد كه هشام المؤيد نزد او در اشبيليه است و در اين باب پاى فشرد . پس در قرطبه به نام او خطبه خواندند . هشام را به قرطبه آوردند ولى او را از دخول به شهر منع كردند و نامش را در خطبه نياوردند و جهور خود به تنهايى امور ملك را مىگردانيد تا در محرم سال 435 در گذشت . او را در خانه‌اش به خاك سپردند . پس از او پسرش ابو الوليد محمد بن جهور به اتفاق كافهء اهالى به جايش نشست ، او نيز بر سيرت پدر بود . نزد پسر ابو طالب الملكى و ديگران درس خوانده بود ، و در نزد مردم مكرم بود . ابراهيم بن يحيى را وزارت داد . ابراهيم نيز به خوبى از عهده بر آمد . چون [ محمد - بن جهور ] از دنيا برفت زمام امور را پسرش عبد الملك [ بن محمد ] بر دست گرفت . عبد الملك مردى بدسيرت بود و مردم از او ناخشنود بودند . يحيى ابن ذى النون او را در قرطبه به محاصره انداخت . عبد الملك از محمد المعتمد بن عباد مدد خواست . او نيز با سپاهى به يارىاش آمد ؛ ولى مردم قرطبه به توطئهء محمد بن عباد او را در سال 461 خلع كردند و از قرطبه راندند . آنگاه در شلطليش او را در بند كردند تا در سال 472 بمرد . پس از مرگ او معتمد بن عباد پسر خود سراج الدوله عباد را بر قرطبه امارت داد . او را از بلنسيه به قرطبه آورد ولى در اثر توطئه‌اى زهرش دادند و كشتندش . جنازه‌اش را به طليطله بردند و در آنجا به خاك سپردند . پس از مرگ او معتمد بن عباد به قرطبه لشكر آورد و در سال 469 آنجا را بگرفت و ابن عكاشه را به انتقام خون پسر بكشت و پسر ديگر خود المأمون فتح بن محمد را به جاى او نشاند . بدين عمل همهء غرب اندلس در تصرف او در آمد ، تا آنگاه كه مرابطون وارد اندلس شدند و در سال 484 بر آنان غلبه يافتند و فتح را كشتند و پدرش المعتمد را به اغمات تبعيد كردند - چنان كه گفتيم و خواهيم گفت - و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 228 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى