پذيرا شد . چندى بعد مردم جليقيه سر از اطاعت اردونيو برتافتند و نزد الناصر كس فرستادند و از اعمال او شكايت كردند . آنگاه رسول پادشاه روم آمد ، او نيز خواستار عقد مودت بود ؛ الناصر لدين اللّه با او نيز پيمان صلح بست .
خشم گرفتن عبد الرحمان الناصر بر پسرش عبد اللّه
الناصر پسر خود حكم را خلعت داد و او را ولى عهد خود گردانيد و بر همهء فرزندان خود برترى بخشيد و دستش را در حل و عقد بسيارى از امور ملك باز گذاشت . برادرش عبد اللّه كه خود را در مرتبت همبر و همسر او مىدانست بر برادر رشك برد و اين رشك سبب گرديد كه سر به عصيان بر دارد .
چند تن از دولتمردان نيز فرصت را غنيمت شمردند و آتش اين عصيان را در دلش تيزتر ساختند . يكى از اينان ياسر الفتى بود . اين خبر به الناصر رسيد به باز جست احوال پرداخت و چون از حقيقت امر آگاه گرديد ، پسر خود عبد اللّه و نيز ياسر را در بند كرد ؛ همچنين همهء كسانى را كه در اين توطئه دست داشتند بگرفت و بكشت . اين واقعه در سال 338 [ 1 ] اتفاق افتاد .
بناهاى عبد الرحمان الناصر
چون دولت الناصر نيرومند شد ، به بر آوردن بناها و قصرها روى آورد . جدش امير محمد و پدر او عبد الرحمان الاوسط و پدر او الحكم در اين راه گامهايى برداشته بودند و قصرهايى در كمال استحكام و عظمت احداث كرده بودند . از آن جمله بودند قصر الزاهر [ 2 ] و قصر المونس و قصر الخلافه . او در كنار الزاهر قصر عظيم خود را بنا نمود و آن را دار الروضه ناميد و از كوههاى اطراف آب بدان كشيد .
الناصر مهندسان و بنايان بزرگ را از هر سو فرا خواند و آنان رو به سوى او نهادند ، حتى از بغداد و قسطنطينيه نيز بيامدند . آنگاه به احداث باغهاى مصفا پرداخت . منبع آب را بيرون قصرها قرار داد و از مسافتى دراز از فراز كوهها آب به قصر خود مىكشيد . سپس مدينة الزهراء را طرح افكند و آنجا را منزل خود و مركز مملكت گردانيد و قصرها و بستانها بر آورد بسى بلندتر و برتر از آنچه در آن سرزمين بود ؛ جاهايى وسيع براى نگاهدارى وحشيان و تورهايى بلند و پهناور براى زندگى پرندگان ؛ و همچنين كارگاهى براى ساختن سلاحهاى جنگى و زيور آلات و جز آنها از ديگر پيشهها بوجود آورد . نيز فرمان داد تا بر صحن جامع قرطبه سايبانى نصب نمودند تا مردم را از حرارت آفتاب نگهدارد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 393
[ ( 2 ) ] متن : الزاهره .