تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
در بسيارى موارد منافى با اسلام و ديگر شرايع . نخستين كسى كه از اينان پديد آمد در سال 278 مردى بود در سواد كوفه كه تظاهر به زهد و رياضت مىنمود و مىگفت براى مهدى دعوت مىكند . مىگفت نمازهاى واجب در هر روز پنجاه ركعت است . جمع كثيرى به دو گرويدند . اين مرد را قرمط - كه اصل آن كرمط به كاف است - مىگفتند . از هر كس كه دعوت او را مىپذيرفت يك دينار به نام امام مىگرفت . و بر پيروان خود نقبائى گماشته بود و آن نقباء را حواريان مىناميد . دعوت او مردم را به خود مشغول كرده و از كارهايشان باز داشته بود . عامل آن ناحيه قرمط را به زندان انداخت ولى او از زندان بگريخت و ديگر خبرى از او به دست نيامد و اين امر سبب شد كه پيروانش فتنه‌ها برانگيزند . بعضى گفتند كه او به احمد بن محمد بن - الحنفيه دعوت مىكرده است و احمد پيامبر است . اين مذهب در سواد كوفه شايع شد و كتابى داشتند كه بين خود آن را مىخواندند و پس از بسم اللّه در آن آمده بود : فرج بن عثمان مىگويد : الحمد للّه بكلمته و تعالى باسمه . المنجد لاوليائه باوليائه . قل ان الاهلة مواقيت للناس ظاهرها لتعلم عدد السنين و الحساب و الشهور و الايام ، و باطنها اوليائى الذين عرفوا عبادى سبيلى . اتقونى يا اولى الالباب ، انا الذى لا اسأل عما افعل و انا العليم الحكيم . انا الذى ابلو عبادى و استخبر خلقى فمن صبر على بلائى و محنتى و اختيارى القيته فى جنتى و اخلدته فى نعمتى فمن زال عن امرى و كذب رسلى اخلدته مهانا فى عذابى و اتممت اجلى و اظهرت على السنة رسلى . فانا الذى لا يتكبر على جبار إلا وضعته و لا عزيز إلا ذللته . فليس الذى اصر على امره و دام على جهالته و قال
لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ
و به مؤمنين ،
أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
. سپس به ركوع رود و در ركوعش دو بار بگويد : سبحان ربى و رب العزة تعالى عما يصف الظالمون . و در سجود دو بار بگويد : اللّه اعلى و يك بار اللّه اعظم . روزهء شرعى در روزهاى مهرگان و نوروز است . بنيد حرام و شراب حلال است . غسل جنابت مثل وضو است . حيواناتى كه دندان نيش دارند يا پنجه دارند حرام‌اند . و هر كس كه مخالفت ورزد يا به محاربت خيزد قتلش واجب است و هر كه به محاربت برنخيزد از او جزيه گرفته مىشود . و از اين قبيل دعاوى شنيع و متعارض كه برخى ، برخى را باطل مىكنند و همه شاهد دروغگوئى ايشان است . آنچه موجب پديد آمدن اين افكار شده قضيه‌اى است مشهور در ميان شيعه راجع به مهدى . شيعيان در اين باور خود به احاديثى استناد مىكنند و من در مقدمهء اين كتاب آنها را آورده‌ام [ 1 ] . . . بعضى گويند ظهور اين مرد پيش از كشته شدن صاحب الزنج بوده است . و گويند كه
هامش
[ ( 1 ) ] جلد اول مقدمهء ابن خلدون . ترجمهء پروين گنابادى . ص 376 - 386 .