تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
اوضاع شام پريشان شد و مردم صور عصيان كردند . مردى ملاح به نام علاقه سر - كرده شورشيان بود . همچنين مفرج بن دغفل بن الجراح نيز عصيان آشكار كرد و در رمله فرود آمد و در همهء آن بلاد به قتل و تاراج پرداخت . دوقس پادشاه روم به دژ افاميه آمد و آن را در محاصره گرفت . ارجوان سپاهى به سردارى جيش بن الصمصامه به جنگ او فرستاد جيش بن الصمصامه به جانب صور راند و بر ابو عبد اللّه [ 1 ] حسين بن ناصر الدولة بن حمدون كه در آنجا بود ، از دريا و خشكى در آويخت . علاقه از پادشاه روم يارى طلبيد پادشاه روم با چند كشتى جنگى به يارىاش آمد ولى كشتيهاى مسلمانان بر روميان پيروز شدند . مردم صور و فرمانروايشان ابن حمدون مضطرب شدند . علاقه نيز به اسارت افتاد ، او را به مصر فرستادند . در آنجا پوست از تنش بر كندند و بردار نمودند . سپاه جيش بن الصمصامه به سوى مفرج بن دغفل رفت او بگريخت ، چون سپاه جيش به دمشق آمد مردم سر به فرمان آوردند ، او نيز به آنها نيكى كرد و دست ستم از سرشان كوتاه نمود . از آنجا به افاميه رفت و با روميان مصاف داد . نخست او و يارانش منهزم شدند ولى بشارة الاخشيدى با پانصد تن رزم را پاى داشت . دوقس پادشاه روم بر تپه‌اى ايستاده بود در ميان فرزندان و گروهى از غلامانش و به روميان مىنگريست كه چسان با مسلمانان نبرد مىكنند . كردى از لشكريان اخشيدى كه نيزه‌اى كوتاه آهنين كه به آن خشت مىگويند در دست داشت به سوى او مىآمد . پادشاه - پنداشت كه مىآيد تا امان بخواهد . چون نزديك شد با همان خشت ضربتى بر او زد و او را بكشت . سپاه روم منهزم شد . جيش بن الصمصامه از پى ايشان تا انطاكيه برفت . غنيمت گرفت و اسير آورد و همه جا را به آتش كشيد و پيروزمند به دمشق باز گرديد و در بيرون شهر فرود آمد و به شهر درنيامد . جيش بن الصمصامه رؤساى اوباش و شورشگران را مورد ملاطفت خويش قرار داد و هر روز همهء آنان را طعام مىداد و چند روز بدين حالت سپرى شد . روزى ياران خود را گفت كه چون براى خوردن طعام به درون آمدند در را ببندند و تيغ در آنها نهند . چنين كردند و سه هزار تن را بكشتند [ در حالى كه رؤسايشان را در خانه‌اى حبس كرده بودند ] آنگاه به دمشق داخل شد و در آن بگرديد و اشراف را احضار كرد و رؤساى اوباش و شورشگران را بياورد و در برابر آنان بكشت و اشراف را به مصر فرستاد و مردم را امانى داد . چندى بعد جيش بمرد و پسرش محمود بن جيش فرماندهى سپاه را به عهده گرفت . ارجوان [ 2 ] نزد باسيليوس [ 3 ] پادشاه روم كس فرستاد و براى مدت دو سال با او پيمان آشتى بست . آنگاه سپاهى به برقه و طرابلس و مغرب فرستاد و آنجا را فتح كرد و يانس الصقلى را
هامش
[ ( 1 ) ] عبد اللّه [ ( 2 ) ] برجوان [ ( 3 ) ] بسيل .