تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
بن المعز باللّه معد بن المنصور باللّه اسماعيل بن القائم يا مر اللّه محمد بن المهدى عبيد اللّه العبيدى الفاطمى ] [ 1 ] به خلافت رسيد . ارجوان [ 2 ] . الخادم بنا به وصيت پدرش عهده دار امور او شد و چنان كه در دولت العزيز باللّه بود زمام امور دولت او را نيز در دست گرفت و كارها به تدبير او بود . ابو محمد حسن بن عمار الكتامى نيز كه امين الدوله لقب يافته بود با او در ادارهء امور شريك بود بدين سبب دست كتاميان به اموال و حرم مردم گشوده شد . منجو - تكين ، ابن عمار را بر نمىتافت اين بود كه به ارجوان نامه نوشت كه ابن عمار را از ميان بردارند . ارجوان نيز موافقت خويش اظهار داشت ولى راز اين توطئه افشا شد و اين عمار سپاهى به سردارى سليمان بن جعفر بن فلاح به گوشمال منجو تكين فرستاد . سليمان در عسقلان به منجو تكين رسيد . منجو تكين و يارانش منهزم شدند و قريب به دو هزار تن از ايشان طعمهء تيغ هلاك گرديدند . منجو تكين به اسارت افتاد ، او را اسير كرده به مصر آوردند ولى ابن عمار از مشرقيان دلجويى كرد و خونش را نريخت . امارت شام به سليمان بن جعفر داده شد و او را ابو تميم كنيه دادند . او خود به طبريه رفت و برادر خود على را به دمشق فرستاد . مردم دمشق او را به شهر راه ندادند . ابو تميم به دمشق نامه نوشت و مردم را تهديد كرد تا سر فرود آوردند . چون به دمشق درآمد به آزار و كشتن مردم پرداخت تا آنگاه كه ابو تميم خود به شهر وارد شد و مردم را امان داد و به آنها نيكى نمود . ابو تميم برادر خود على را به طرابلس فرستاد و جيش بن الصمصامه را از آنجا عزل كرد و او به مصر رفت . چون جيش بن الصمصامة الكتامى به مصر رفت با ارجوان همدست شدند تا حسن بن عمار و اعيان كتامه را از ميان بردارند شكر العضدى خادم عضد الدوله نيز با آن دو همدست گرديد . اين شكر پس از وفات عضد الدوله از دست شرف الدوله برادر عضد الدوله گريخته و به مصر نزد العزيز باللّه آمده بود . العزيز باللّه نيز او را گرامى مىداشت . چون فتنه بالا گرفت ميان مشرقيان و مغربيان نبرد در گرفت . مغربيان شكست خوردند و از معركه گريختند . ابن عمار متوارى شد . چون ارجوان پيروز شد الحاكم بامر اللّه را بيرون آورد و با او تجديد بيعت كرد و به دمشق نامه نوشت كه ابو تميم سليمان بن جعفر بن فلاح را دستگير كنند و خزائنش را غارت كنند . از آن پس در دمشق كشتار كتاميان آغاز شد و اوضاع دمشق پريشان گرديد و اوباش بر شهر مسلط شدند . سپس ارجوان ، ابن عمار را اجازه داد كه از نهانگاه بيرون آيد و ارزاق و راتبهء او روان گردانيد و او را اجازت داد كه در خانهء خود اقامت نمايد .
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب از متن افتاده بود از النجوم الزاهرة افزوديم [ ( 2 ) ] بر جوان .