پس از سه روز خلعت داد و به مقام خويش باز آورد . ديگر از وزراء ابن ابى كدينه بود كه سيزده ماه وزارت كرد پس او را عزل كردند و كشتند . ديگر ابو طاهر بن ياشاد ( ؟ ) بود كه مردى ديندار بود . از وزارت استعفاء خواست و استعفايش پذيرفته آمد . او در جامع مصر اعتكاف نمود شبى از بام فرو افتاد و بمرد . آخرينشان وزير ابو القاسم بن المغربى بود و پس از او بدر الجمالى [ 1 ] بود در ايام المستضر باللّه . بدر زمام امور مستنصر را به دست گرفت و بر خليفه تحكم مىكرد . باز هم در اخبار وزيران سخن خواهيم گفت .
اخبار قاضيان
نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حيون در قيروان منصب قضاى المعز لدين اللّه داشت . سپس به مصر آمد در آنجا نيز صاحب منصب قضا شد تا در سال 384 وفات كرد و پسرش على به جاى او نشست .
العزيز باللّه برادرش ابو عبد اللّه محمد را به قضاوت منصوب كرد و او را خلعت و شمشير داد . المعز لدين اللّه همواره پدرش را وعده مىداد كه پس از او اين پسرش محمد را به قضاى مصر برگمارد و اين امر در سال 384 در ايام الحاكم به انجام رسيد . محمد مردى بلند آوازه و بس نيكوكار و در اجراى عدالت سخت محتاط بود . پس از او پسر عمش ابو - عبد اللّه حسين بن على بن النعمان در ايام الحاكم به قضاوت منصوب شد . سپس در سال 394 معزول و كشته شد و جسدش را به آتش بسوخت و به جاى او ملكة بن سعيد بن الفارقى بدان مقام رسيد تا آنگاه كه الحاكم بامر اللّه در سال 405 در نواحى القصور او را بكشت او را در نزد حاكم مقامى ارجمند بود و در همهء امور دولت دخالت داشت و از خواص او در خلوتهايش بود . بعد از او احمد بن عبد اللّه بن ابى العوام به قضاوت رسيد . بسيار اتفاق مىافتاد كه اينان ميان قضاوت و دعوت گرد آورند يعنى قاضى گاه داعى الدعات نيز بود و گاه نيز هر يك را جداگانه مسئولى بود . در دولت عبيديان هنگامى كه در جمعهها يا در اعياد خليفه خطبه مىخواند . قاضى و ديگر اعيان دولت نيز بر منبر مىايستادند .
خلافت الحاكم بامر اللّه
پيش از اين گفتيم كه العزيز باللّه مردم را در سال 381 به جهاد بر انگيخت و با سپاهى گران به رزم روميان رفت . اكنون مىگوئيم كه چون به بلبيس رسيد بيمار شد و بيمارى او همچنان گريبانگيرش بود تا در رمضان سال 386 ، پس از يازده سال و نيم كه از خلافتش گذشته بود بمرد و پس از او [ ابو على منصور الحاكم بامر اللّه بن العزيز باللّه نزار -
هامش
[ ( 1 ) ] بدر الجيالى .