هم موادش باقى بوده و تغييرات تنها در صورت است ، مثلا صورت انسانى را رها كرده و صورت خاكى يا نباتى يا غير اينها به خود ميگيرد و در قيامت همين مواد دو مرتبه صورت انسانى به آنها افاضه شده و روح به آن تعلق ميگيرد و بر طبق اين معنى نصوص آيات قرآن و اخبار بسيار قائم است مانند آيه شريفه
« أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ »
و آيه شريفه
« قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ »
و آياتى كه نشور و خروج از قبرها را در قيامت بزنده شدن زمين مرده بعد از نزول باران تشبيه كرده و قضيه حضرت ابراهيم عليه السّلام و عزير يا ارمياء چنانچه در اثبات معاد جسمانى به آنها اشاره شد .
و مانند خبرى كه شيخ طبرسى در احتجاج از هشام بن حكم از حضرت صادق عليه السّلام در جواب سؤال زنديق روايت كرده و آن خبر طولانى است و در اواخر آنست كه فرمود : « فاذا كان حين البعث مطر السماء و تربو الارض ثم تمخض » « مخض السقاء فيصير تراب البشر كمصير الذهب من التراب اذا غسل بالماء » « و الزبد من اللبن اذا مخض فيجتمع تراب كل قالب فينتقل باذن اللّه تعالى الى » « حيث الروح فتعود الصور باذن المصور كهيئتها و تلج الروح فيها فاذا » « قد استوى لا ينكر من نفسه شيئا الخبر » ( پس زمانى كه اوان بعث شود آسمان ببارد و زمين مرتفع شود و او را حركت شديدى رخ دهد مثل حركت دادن شير در مشك تا كره آن گرفته شود و رو بيفتد و خاك بشر از آن جدا شود مثل طلا كه از خاك گرفته مىشود زمانى كه با آب بشويند و خاك هر فردى در يك قالب جمع شود ، پس به طرف روح باذن خدا منتقل ، و بقدرت مصور صورتى مثل صورت دنيوى به آن افاضه گردد و روح در آن دميده شود پس بر سر پا خيزد و اعمال خود را فراموش و انكار نكند ) .
و غير ذلك از اخبار ديگر كه به مقدارى از آنها قبلا اشاره شد و همه صريح است كه همين استخوانهاى پوسيده و گوشتهاى خاك شده