اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ )
« 1 »
« وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ »
« 2 » ( آيا نميداند كسى كه خلق كرده و حال آنكه ريزهكار داناى بجزئيات است ) .
روى اين اصل براى هر فردى از افراد بشر مقدارى از مواد مستخرجه از زمين كه قابل تشكيل بدنى باشد اختصاص داده كه تا حين موت جزء بدن او خواهد شد ، و اين اجزاء خاص بدن او خواهد بود و بفرضى كه مأكول ديگرى شود جزء اصلى او نگردد ، بلكه او نيز داراى اجزاء خاصه به خود خواهد بود كه جزء اصلى بدن ديگرى نشود و هلم جرا و به اين بيان شبهه مذكور بجميع تقريراتش مرتفع مىشود و اگر از اجزاء اصليه و فضليه بسيار تحاشى داريد و ميگوئيد تمام اجزاء بدن در تحليل است ميگوئيم ممكن است يك قسمت از اجزاء بدن آكل يك قسمت بدن مأكول گردد و ما دليلى نداريم كه فرداى قيامت بايد تمام اجزاء بدن دنيوى محشور گردد ، بلكه اگر با يك قسمت از آن هم محشور شود بر اثبات معاد جسمانى كافيست ، بلكه بسا قوى ضعيف و كبير صغير و يا بالعكس محشور گردند .
امر پنجم در بيان شبهه اعاده معدوم و جواب آن :
برخى از حكماء و متكلمين توهم كردهاند كه مسأله معاد جسمانى مبتنى بر جواز اعاده معدوم است و اگر قائل بمحال بودن اعاده معدوم بشويم مستلزم اين ستكه معاد جسمانى نيز محال باشد .
و تحقيق در مطلب اينست كه معاد جسمانى هيچ مربوط باعاده معدوم نيست و اين مطلب را در ذيل دو مقصد بيان مينمائيم .
مقصد اول : چنانچه قبلا اشاره شد انسان به مردن معدوم نخواهد شد ، اما روح انسانى چون مجرد است باقى مىباشد و زوال و فنا ندارد ، و اما بدن
هامش
( 1 ) سوره ملك آيه 14
( 2 ) سوره يس آيه 79