* ( بخش ششم در معاد )
معاد در لغت بمعنى برگشتن و محل بازگشت است ، و در اصطلاح بمعنى برگشتن روح است به بدن در سراى ديگر براى يافتن جزاى اعمالى كه در اين سرا از خوبى يا بدى بجاى آورده ، و بمعنى محل برگشتن روح به بدن و زمان برگشتن آن نيز مىباشد ( به معناى مصدرى و اسم مكان و اسم زمان هر سه استعمال مىشود ) و اين معنى از جمله ما جاء به النبى ( چيزهائى كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم آورده ) و ضروريات دين اسلام ، بلكه جميع اديان الهى است و دليل عقل و كتاب و سنت و اجماع بر ثبوت آن قائم است « 1 »
و اينكه معاد اصلى از اصول دين شمرده شده با اينكه اصل جداگانهء نبوده و لازمه تصديق بنبوت است براى اين ستكه تمام امور دينى از اصول و فروع مبتنى بر دو امر است يكى تصديق بمبدا و ديگر تصديق بمعاد و اگر اعتقاد بمعاد نباشد نظام دين و دنياى جامعه بشر مختل خواهد شد ، زيرا تنها چيزى كه نفس سركش بشر را از طغيان و تعدّى و تجاوز بحقوق يكديگر و شهوترانى و ساير فواحش و منكرات بازداشته و بمنزله پليس مخفى است كه در آشكارا و پنهان مراقب كردار و رفتار او مىباشد همانا اعتقاد بروز جزاء و دار مكافات است ، و بر فرض كه بتوان به زور و قهر و غلبه چند روزى از تظاهر بمنكراتى كه بر خلاف
هامش
( 1 ) چنانچه در مباحث آتيه بيايد