بنابراين صريح در اولويت نيست و نميتوان بر امامت و خلافت استدلال كرد و اين احتمال از چند وجه باطل است .
اول - آنكه وجوب دوستى و نصرت مؤمنين نص كتاب مبين است و چنين امر واضحى به اين احتياج نداشت كه مردم را در چنين هواى گرم با اين اهتمام جمع نمايد و بازوى على را بگيرد و در حضور هفتاد هزار جمعيت مسلمانان چيزى را كه همه ميدانند به آنها گوشزد نمايد .
علاوه بر اينكه اين معنى اختصاص بعلى عليه السّلام نداشت بلكه همه مسلمانان موظفند يكديگر را دوست داشته و يارى نمايند
« الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
« 1 » .
دوم - آنكه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نخست فرمود « الست اولى بالمؤمنين من انفسهم » و بعد از آنكه اعتراف كردند گفت « من كنت مولاه فعلى مولاه » و اين قرينه واضحى است كه مراد بمولى اولى به تصرف است چنانچه گذشت .
سوم - تبريك عمر نسبت بعلى عليه السّلام بعد از اين واقعه كه گفت « بخ بخ لك يا على اصحبت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة » كه اكثر مورخين و محدثين نقل كردهاند منافى اين احتمال است .
چهارم - آيه شريفه
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ »
و
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
كه در اين مورد نازل گرديد با اين احتمال منافات دارد و بيان آن در ضمن آياتى كه بر اثبات خلافت على عليه السّلام ذكر نموديم گذشت .
پنجم - از نظم و نثر آن جماعتى كه در آنجا حاضر بودهاند مانند اشعار حسان بن ثابت و قصه حارث بن نعمان فهرى و غيره ظاهر مىشود كه همه آنها از اين كلام حضرت معنى اولويت كه همان خلافت و امامت باشد فهميده بودند .
2 - حديث منزلت : و آن حديث اين ستكه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله در موارد بسيار به حضرت على عليه السّلام فرمود : « انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى »
هامش
( 1 ) سوره توبه آيه 72