بسيار مفصل است و ملخص آن اين ستكه بعد از آنكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از سفر حجة الوداع مراجعت ميفرمود وقتى در غدير خم كه موضعى بين مكه و مدينه است فرود آمدند جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
و آن روز 18 ذى الحجة الحرام بود پس پيغمبر صلى اللّه عليه و آله دستور فرمودند ندا كنند مردم جمع شوند و منبرى از سنگ يا جهاز شتر تهيه نمودند و رسول خدا بالاى آن تشريف برد و خطبهء در حمد و ثناى الهى ادا فرمود و وحى الهى را در باره نصب على بخلافت مسلمين بمردم ابلاغ و شمهء از فضائل او را گوشزد نمود .
سپس بازوى على را گرفت و بلند كرد و گفت : « معاشر الناس الست اولى بالمؤمنين من انفسهم قالوا : بلى فقال : من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و اخذل من خذله و انصر من نصره » ( اى گروه مردم آيا من اولى و احق بمؤمنان از خود آنان نيستم عرض كردند بلى ، فرمود هر كه من مولاى و صاحب اختيار او هستم اين على مولا و صاحب اختيار اوست خدايا دوست دار هر كه على را دوست دارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن بدارد و يارى كن هر كه او را يارى كند و واگذار هر كه او را واگذارد ) و بعد از آن اين آيه نازل شد
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً »
.
و اين قسمت از خبر متواتر بين جميع ارباب سير و حديث است و احدى انكار ننموده و در كتاب غاية المرام آن را به هشتاد و نه روايت از طرق عامه و چهل - و سه روايت از طرق خاصه نقل نموده .
و صاحب كتاب مزبور ميگويد : محمد بن جرير طبرى صاحب تاريخ معروف در كتاب الرد على الحرقوصيه حديث مزبور را به هفتاد و پنج طريق روايت كرده و همچنين ابن عقده حافظ در كتاب الولاية به صد و پنج طريق روايت نموده .