و سيد بن طاوس ( قدس سرّه ) از ابن شهر آشوب ( ره ) نقل كرده كه ابو المعالى جونى تعجب ميكرد و ميگفت در بغداد در مغازه كتابفروشى كتابى ديدم كه روايات حديث غدير خم را در آن جمع كرده و پشتش نوشته بود مجلد 28 از طرق حديث « من كنت مولاه فعلى مولاه » و مجلد 29 آن بعد از اين منتشر مىشود .
و بهترين كتابى كه در اين عصر در تواتر حديث مزبور نوشته شده كتاب الغدير تأليف دانشمند بزرگ معاصر شكر اللّه سعيه و همچنين كتاب عبقات تأليف مير حامد حسين هندى است .
و اما وجه دلالت اين حديث بر خلافت على ( ع ) : لفظ مولى در اين خبر صريح در اولى به تصرف و صاحب اختيار است كه عبارت از ولايت كليه باشد كه پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم بر جميع طبقات مؤمنين تا دامنه قيامت دارد بخصوص با اين قرينه كه در اكثر روايات آن مذكور است كه رسول خدا نخست از آنان اعتراف گرفت و فرمود : « الست اولى بالمؤمنين من انفسهم » و آنها به اين معنى اقرار نمودند و سپس فرمود هر كه من صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست و اين فرمايش حضرت اشاره به آيه شريفه
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
« 1 » مىباشد كه جميع مفسرين اتفاق نمودهاند بر اينكه مراد از آيه اين ستكه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در باره هر چيزى از امور دين و دنيا بجميع مؤمنان از خود ايشان اولى و احق است .
و همين معنى - يعنى - اولويت و صاحباختيارى را ميخواسته براى على نسبت بجميع مؤمنين قرار دهد .
و معانى ديگرى كه براى مولى ذكر كردهاند مانند دوست و ياور و سيد و عبد و غير اينها در اينجا نميتواند مراد باشد زيرا معانى ديگر غير از دوست و ياور واضح است كه مراد نيست بلكه هيچكس احتمال نداده و تنها چيزى كه بعضى از مخالفين گفتهاند اين ستكه ممكن است مراد از مولى دوست و ياور باشد
هامش
( 1 ) سوره احزاب آيه 6