ما عمل بعد اليوم مرتين » ( پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم دو مرتبه فرمود ضرر نميزند عثمان را بعد از اين روز هر عملى بكند ) .
3 - زمانى كه سيصد شتر بذل كرد پيغمبر فرمود : ما على عثمان ما عمل بعد هذا » ( بر عثمان نيست هر عملى كه بعد از اين بكند ) و اين دو خبر را از عبد اللّه بن خباب و از عبد اللّه بن نمره روايت كردهاند .
4 - از انس بن مالك روايت كردهاند كه عثمان در كار خدا و رسول بود زمانى كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در مكه بود پس مردم با او باسلام بيعت كردند .
5 - عثمان مال بسيارى انفاق كرد و دو هجرت نمود يكى بحبشه و يكى به مدينه و به دو قبله نماز گزارد و دو دختر از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم گرفت و از اين جهت او را ذو النورين گفتند .
و بالجمله با اين اخبارى كه در مدح او روايت شده و فضائلى كه دارا بوده قابل خلافت مىباشد .
و جواب از اين اخبار اين ستكه اولا - اينها كذب محض است كه در زمان معاويه جعل شده و او رشوه ميداد در مدح خلفاى سهگانه و بنى اميه و ذم على عليه السّلام اخبارى جعل كرده منتشر نمايند و شاهدش اينكه راوى اين اخبار مانند انس بن مالك و طلحه و دو عبد اللّه از دشمنان على و مبغضين او بودند علاوه بر اينكه آثار كذب از آنها ظاهر است .
و ثانيا اينها دليل بر خلافت نيست .
اما اينكه ذو النورين بوده نيز اصل معتبرى ندارد زيرا اين دختران كه عثمان تزويج كرد نه دختران پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و نه خديجه بودند بلكه دختران هاله خواهر خديجه و پدر آنها از بنى مخذوم بود و چون پدر آنها از دنيا رفت و هاله فقير و بىشوهر بود خديجه آن دو دختر را تكفل نمود و هاله نيز كه از دنيا رفت اينها در خانه خديجه بودند و پس از رحلت خديجه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله متكفل آنها شد و مثل
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 440
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٤٤٠