تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 443

مساهمون:

صكلم الطيب ٤٤٣
6 - ابى ذر كه از كبار اصحاب پيغمبر و احاديث بسيار در مدح او وارد شده بود چون همواره بر عمليات او اعتراض ميكرد اول بشام اخراجش نمود و در شام چون كارهاى معاويه را مورد طعن و اعتراض قرار ميداد معاويه ترسيد و بعثمان شكايت كرد عثمان دستور داد كه او را بر شتر بىجهازى سوار نمايند و مرد درشتى را مأمور او كنند كه شب و روز او را به طرف مدينه سير دهد و به حدى سختى ديد كه رانهاى او مجروح گرديد و گوشت آن ساقط شد سپس او را بربذه كه بدآب‌وهواترين نقاط بود تبعيد كرد و قدغن نمود كسى بمشايعت او نرود و او تنها و غريب در آنجا دار دنيا را بدرود گفت و شرح قصه او و مكالماتش با عثمان طولانى است و از حوصله اين كتاب خارج است . 7 - بر عبيد اللّه بن عمر كه هرمزان را كشت با اينكه او اسلام آورد حد جارى نكرد و حتى امير المؤمنين عليه السّلام مطالبه حد نمود و او اعتنائى ننمود . 8 - اعمال و رفتار صحابه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نسبت به او نشان ميدهد كه همه مطاعن او را تصديق نموده و از او بيزار بودند زيرا وقتى اهل مصر بر قتل او اقدام كردند عدهء بكمك آنها رفته و ساير اهل مدينه نيز بمدافعه از او برنخاسته و تسليم بودند و پس از قتل او نيز جنازه‌اش را ترك گفته نه بر او نماز خواندند و نه بدفنش اقدام نمودند و پس از سه روز مروان حكم شبانه با دو غلامش او را دفن كردند . و اين مطاعنى كه ذكر شد ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة و عموم مورخين عامه و خاصه نقل كرده‌اند : 9 - زنى شوهر كرد و پس از شش ماه اولاد آورد ، عثمان امر برجم او نمود و امير المؤمنين عليه السّلام بآياتى چند از قرآن بر او استدلال كرد كه ممكن است حمل شش ماه باشد ، ولى او اعتنا نكرد و آن زن بىگناه را دستور داد رجم نمايند چنانچه اين قصه را در احقاق الحق از صحيح مسلم نقل كرده . 10 - جرئت او بر جسارت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله چنانچه از حميدى در تفسير آيه
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 443 | سيد عبد الحسين طيب