آنها نسبت به پيغمبر مثل زيد است نسبت به او كه اين پسر خوانده حضرت و آنها دختر خوانده او بودند ، چنانچه در مجلد 6 بحار باب اولاد نبى صلى اللّه عليه و آله صفحه 720 از احمد بلادرى و ابو القاسم كوفى در دو كتاب آنها و از سيد مرتضى در شافى و شيخ ابو جعفر در تلخيص و از كتاب انوار و البدع نقل فرموده « ان رقية و زينب كانتا ابنتى هالة اخت خديجة » بلكه فرمودهاند كه خديجه عذراء يعنى باكره بوده است .
و شرح ظلمهائى كه عثمان در باره اين دو دختر مظلوم نموده از حوصله اين كتاب خارج است .
گذشته از اين مطالب عثمان داراى مطاعنى است كه براى اثبات كفر او كافى است تا چه رسد بفسق و عدم لياقت او براى خلافت و ما پارهء از آنها را متذكر ميشويم .
1 - ولايت و حكومت مسلمانان را باشخاصى از اقارب و خويشان خود واگذار نمود كه اهليت آن را نداشته و علنا فسق و فجور از آنها صادر ميشد مانند وليد بن عتبه كه چند آيه در ذم او نازل شده مثل آيه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
الآية » « 1 » و آيه
« أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ »
« 2 » و عثمان چنين شخصى را حاكم كوفه گردانيد و اكثر مورخين عامه روايت كردهاند كه روزى مست به مسجد آمد و نماز صبح را با مردم چهار ركعت نمود و در اثناى نماز گفت اگر ميخواهيد زياد كنم كه سر حال ميباشم .
و سعد بن عاص را ولايت كوفه داد و آن قدر منكرات از او ظاهر شد كه اهل
هامش
( 1 ) سوره حجرات آيه 7 ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر فاسقى خبرى براى شما بياورد پس تفتيش و تفحص كنيد الخ ) .
( 2 ) سوره سجده آيه 19 ( آيا كسى كه مؤمن است با كسى كه فاسق است برابر مىباشد ، مساوى نيستند .