تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 436

مساهمون:

صكلم الطيب ٤٣٦
سه نفرى كه عبد الرحمن در ميان آنهاست عمل كن و اگر آن سه نفر ديگر اصرار بر مخالفت نمودند آنها را گردن بزن و اگر سه روز بگذرد و بر امرى اتفاق نكنند همه را گردن بزن و مسلمانان را بگذار هر كه را ميخواهند براى خود انتخاب كنند . چون عمر را دفن كردند ابو طلحه طبق دستور او عده مذكور را جمع نموده و با آن پنجاه نفر بر در خانه بايستاد و آنها مشغول مشورت شدند و برواياتى كه از طرق عامه و خاصه وارد شده حضرت على عليه السّلام در شورى اكثر فضائل و مناقب و آيات و اخبارى كه در شأن او وارد شده بود گوشزد اهل شورى كرد همه تصديق كردند ولى مع الوصف بخلافت او راضى نشدند . سپس طلحه چون دانست از على عليه السّلام و عثمان خارج نيست بواسطه عداوتى كه با على عليه السّلام داشت حق خود را بعثمان واگذار نمود و زبير هم بعلى عليه السّلام واگذار نمود و سعد بن ابى وقاص بواسطه خويشى با عبد الرحمن حق خود را به او تفويض كرد عبد الرحمن گفت من هم خود را از خلافت خارج نموده بيكى از شما واگذار ميكنم ، پس ابتداء رو بعلى كرده گفت با تو بيعت ميكنم بر كتاب خدا و سنت رسول و طريقه شيخين ( ابا بكر و عمر ) على عليه السّلام فرمود قبول ميكنم بر كتاب خدا و سنت رسول و اجتهاد و رأى خود پس رو بعثمان كرده و همان سخن را به او گفت ، عثمان قبول كرد و عبد الرحمن سه مرتبه اين عمل را تكرار كرد و على عليه السّلام همان جواب اول را ميداد و عثمان قبول ميكرد . عبد الرحمن چون ديد على عليه السّلام طريقه شيخين را قبول نميكند دست بدست عثمان داده و گفت السلام عليك يا امير المؤمنين و به اين نحو خلافت بعثمان محول شد ، سپس على عليه السّلام بعبد الرحمن فرمود با او بيعت نكردى مگر به همان اميدى كه عمر با ابى بكر بيعت كرد خدا ميان شما را جدائى بيندازد . بالجمله اين بود قصّه شورى و مدرك خلافت عثمان كه عمده دليل عامه بر اثبات خلافت اوست ، و اين دليل علاوه بر اينكه از وجوهى باطل است بر بسيارى از مطاعن عمر و بر بطلان خلافت او و خليفه سابقش مشتمل مىباشد