( مقصد سوم در بطلان خلافت عثمان :
عامه بر خلافت عثمان به دو وجه استدلال نمودهاند :
وجه اول - از طريق شورائى است كه عمر تشكيل داد و مجمل اين واقعه چنانچه ابن ابى الحديد و ابن اثير و ديگران روايت كردهاند اين ستكه بعد از آنكه عمر زخم خورد و دانست كه مردنى است در امر خلافت پس از خود مشورت كرد بعضى عبد اللّه پسر او را معرفى نمودند عمر گفت نه به خدا قسم از اولاد خطاب دو كس مرتكب اين امر نميتوانند شد بس است عمر آنچه خلافت كرد و براى اولاد خود ذخيره نميكنم و در حيات و ممات متحمل آن نميشوم .
سپس گفت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه از دنيا رفت از شش نفر راضى بود ، على و عثمان و طلحه و زبير و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف .
و من بنظرم ميرسد كه امر خلافت را بين اينها بشورى قرار دهم تا براى خود هر كه را ميخواهند اختيار كنند .
بعد از اين آنها را طلبيد چون حاضر شدند به آنان نظرى كرد و گفت همه شما بطمع خلافت بعد از من آمدهايد !
و دو مرتبه اين سخن را تكرار كرد زبير گفت چه مانع است ما را از طمع خلافت و حال آنكه تو خلافت كردى و ما در ميان قريش از تو كمتر نيستيم .
سپس گفت ميخواهيد بگويم شما چگونه مردمى هستيد ؟ گفتند بگو چه