من درگذر و مرا بشربتى از دست على كه سيد اولياء و شوهر زهراء سلام اللّه عليها است سيراب نماى )
و اما خبرى كه بخارى از محمد بن حنفيه نقل كرده از مفتريات و خلاف ضرورت اسلام و اخبار متواتره بين الفريقين و حتى مخالف اخبارى است كه خود بخارى در فضائل على بن أبي طالب عليه السّلام نقل مىكند ، چنانچه شرحش در ذكر ادله بر امامت آن حضرت بيايد ان شاء اللّه تعالى .
علاوه بر اينكه باب تقيه در اخبار ائمه اطهار بسيار وسعت دارد ، چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه از حال ابى بكر و عمر از او سؤال كردند حضرت فرمود : « هما امامان عادل قاسطان كانا على الحق و مضيا عليه ، عليهما رحمة اللّه » پس از رفتن سائل ، بعضى از تفسير اين مقال پرسيدند ، حضرت هر كلمهء را بر مقصد خود بشاهدى از قرآن استشهاد كردند به اين نحو كه مراد از « امامان » امامى است كه در قرآن ميفرمايد :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ »
« 1 » ( آنان را پيشوايانى قرار داديم كه مردم را به طرف آتش دعوت مىكنند ) و مراد از « عادلان » عدول از حق است ، چنانچه در قرآن ميفرمايد :
« ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ »
« 2 » ( پس كسانى كه بر پروردگارشان كافر شدند از حق عدول ميكنند ) و مراد از « قاسطان » قاسطى است كه خداوند ميفرمايد :
« وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً »
« 3 » ( و اما ستمكاران پس براى دوزخ هيمهء باشند كه بدان افروخته شود ) « 4 » و مراد از حق على عليه السّلام است كه اينها عليه او بودند و بر دشمنى او گذشتند و مراد از « رحمة اللّه » پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و آله است كه روز قيامت عليه ايشان و خصم آنان خواهد بود .
و اما آنچه از عبد اللّه بن عمر نقل كردهاند عقيده شخصى اوست كه
هامش
( 1 ) سوره قصص آيه 41
( 2 ) سوره انعام آيه 1
( 3 ) سوره جن آيه 5 ؟ ؟ ؟
( 4 ) قسط از لغات متضاده است به معناى عدل و ظلم هر دو آمده است .