9 - بىگناه و تقصير شرعى لشكر بر سر قبيله مالك بن نويره فرستاد و بقتل مالك بن نويره و عده كثيرى از مسلمانان و غارت اموال آنان و اسيرى زنانشان رضا داد با اينكه لشكر خالد نزد او شهادت دادند كه ايشان اذان گفته و نماز ميگزارند ، و منع زكات هم نكردند بلكه گفتند بابى بكر نميدهيم و بوصى پيغمبر يا به فقراى خودمان ميدهيم .
بلكه طبرى در تاريخ خود گفته كه مالك قوم خود را از اجتماع بر ندادن زكات منع كرد و ايشان را متفرق نمود و نصيحت كرد كه با ولاة اسلام نبايد منازعه كرد و چون پراكنده شدند لشكر خالد بدستور او بر آنها شبيخون زده و آنها را اسير نموده و نزد او آوردند ، خالد دستور داد مردان آنها را كشتند و زنان و اطفالشان را بين لشكريان قسمت نمودند و زن مالك را براى خود برداشت و همان شب با او زنا كرد .
10 - ترك اجراء حد بر خالد بواسطه قتل مالك بن نويره و زناى با زوجه او حتى عمر متعرض ابا بكر شد كه چرا حد را بر خالد جارى نميكند و قسم خورد كه اگر بخلافت برسم خالد را بقصاص مالك بكشم .
11 - جور و ستمى كه از طرف او بر اهل بيت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و خانواده عصمت و طهارت وارد آمد ، از آزردن حضرت زهراء سلام اللّه عليها و سوزانيدن در خانه او و اهانت به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و نحو اينها .
و هر چند نوع عامه خواستهاند اين قسمت را منكر شوند ولى جسته جسته در كلمات خود به آن اعتراف نمودهاند :
چنانچه طبرى در تاريخش از قول عمر نقل كرده كه گفت « قسم به خدا هرآينه آتش ميزنم بر تمام اهل خانه يا براى بيعت بيرون بيائيد » .
و واقدى نيز از قول او نقل كرده كه گفت « خارج شويد و گرنه هرآينه خانه را بر شما آتش ميزنم » و ابن خزابه در كتاب غرر از زيد بن اسلم روايت كرده كه گفت « من از كسانى بودم كه با عمر هيزم آورديم درب خانه فاطمه و
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 416
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٤١٦