و هجرت او با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم هم صحبت بودنش در غار نيز شرحش در آيه غار گذشت .
و مقدم داشتن او را بر صحابه و اينكه در باره او گفته باشد امين مردم است بر من در صحبت و مال هم اصلى ندارد ، زيرا از ابتداى اظهار اسلامش تا زمان رحلت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كوچكترين منصب و امارتى به او رجوع نشد حتى وقتى مأمور شد آيات سوره براءة را بر اهل مكه بخواند همينكه تا ميان راه رفت جبرئيل نازل شده و فرمان پروردگار را به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله رسانيد كه او را عزل و على عليه السّلام را مأمور آن كار فرمايد .
و در مرض موت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نيز كه عايشه از پيش خود براى او پيغام داد كه با مردم نماز گزارد ، وقتى خبر بر رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله رسيد بغضب آمد و با آن حال كسالت بفضل بن عباس و امير المؤمنين تكيه داده و به مسجد آمد و ابو بكر را عقب كرده و نشسته با مردم نماز گزارد و بر فرض كه ابى بكر با مردم نماز گزارده باشد فضيلتى براى او نيست زيرا ايشان در امام جماعت عدالت را شرط ندانسته و پيشنمازى هر فاسقى را جايز ميدانند .
و اما اينكه نسبت دادهاند پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در باره او فرموده « تو صاحب حوض منى » كذب محض و منافى با اخبار بسيارى است كه خود عامه مانند خوارزمى و ابن حجر و محمد بن خضر و ابن مغازلى و ديگران نقل كردهاند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود « انك على الحوض خليفتى » و فرمود « لا يدخل الجنة الا من جاء بجواز من على بن أبي طالب » ( داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه داراى گذرنامه از على بن أبي طالب عليه السّلام باشد ) .
و شافعى در اشعارش ميگويد :
« رب هب لى من المعيشة سؤلى * و اعف عنى به حق آل رسولى »
« و اسقنى شربة به كف علىّ * سيد الاولياء زوج بتول »
پروردگارا خواهش مرا از زندگى عطا فرماى ، و به حق آل پيغمبر از خطاهاى