است كه خطاب ببنى هاشم گفت : اى پسران عبد مناف چگونه راضى شديد تيم والى شما باشد چه مناسبت است پستترين قبايل قريش را با امر خلافت « 1 » ؟
و همچنين قول پدرش ابو قحافه كه وقتى گفتگوئى بين ابو بكر و ابو سفيان اتفاق افتاد و ابو بكر سخن درشتى بابى سفيان گفت ابو قحافه بوى گفت : اى پسرك من آيا با ابو سفيان درشتى ميكنى و حال آنكه شيخ بطحاء است ، ابو بكر گفت : خداوند بواسطه اسلام خانوادههائى را بلند نموده و خانوادههاى ديگرى را پست فرمود ابو قحافه گفت : از خانوادههائى كه بلند كرد خانواده تو و از خانوادههائى كه پست كرد خانواده ابو سفيان بود « 2 » .
و نيز در ضمن كلمات حضرت زهرا سلام اللّه عليها ابو بكر را از اعجاز قريش و اذناب آنها شمرده - يعنى - ذليلترين و پستترين آنها چنانچه در بحار جلد 8 صفحه 272 ميفرمايد « و قالت فاطمة عليهما السّلام فى بعض كلماته انه من اعجاز قريش و اذنابها » .
و اما اينكه صاحب مال بوده و كمك مالى به پيغمبر مينموده است نيز اصلى ندارد : زيرا كسى كه در جاهليت خودش معلم بچهها و كسب پدرش صيادى باشد و دخترش در منى هسته خرما جمع كند و به مكه بياورد « 3 » وضعيت مالى او معلوم است ، و بعد از هجرت نيز در خانه انصار و محتاج بكمك آنها بوده است و در مكه مدتى جارچى عبد اللّه بن جذعان يكى از رؤساى مكه بوده و قوت مختصرى
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة از زبير بن به كار نقل كرده كه ابو سفيان خطاب به بنى هاشم مىگفت « بنى هاشم لا تطمعوا الناس فيكم و لا سيما تيم بن مرة او عدى » ( الى آخر اشعاره ) كه مشعر است باينكه قبيله تيم و عدى پستترين قبايل قريش بودهاند .
( 2 ) شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، جزء اول .
( 3 ) مجلد 8 بحار ص 272 و در احقاق الحق از بخارى باب مطاعن نقل كرده