اسلام از بين رفته بود .
بتاريخ اعصار اوليه اسلام مراجعه كنيد ببينيد در عصر خلفاى سهگانه هرگاه امير المؤمنين عليه السّلام نبود كه را قدرت بود كه شبهات مشكله معاندين مخصوصا يهود را رفع نمايد ، همچنين در عصر سائر ائمه هدى عليهم السّلام مخصوصا حضرت رضا عليه السّلام كه مأمون تمام رؤساى مذاهب باطله را جمع نموده و مجلسى تشكيل داده و حضرتش را دعوت كرد و آن حضرت در آن مجلس بجميع سؤالاتشان پاسخ داده و شبهات آنان را رد نموده و همه را مجاب فرمود و اكثر بدين اسلام مشرف شدند ، بنابراين آيا وجود چنين امامى در هر عصر و زمانى ضرورى نيست ؟ .
سوم - چون انسان از سهو و نسيان و خطا و اشتباه و شك مصون نيست چنانچه گفتهاند : « الانسان مساوق السهو و النسيان » و اين امور گاهى از روى قصور و گاهى از روى تقصير و مسامحه رخ ميدهد و هرگاه كسى كه از اين عوارض محفوظ باشد در ميان امت نباشد ، احكام دين از بين ميرود و يا به غير آن مبدل مىشود .
بنابراين لازم است در هر عصرى چنين شخصى ( امام معصومى ) وجود داشته باشد تا احكام دين را از زوال و تحريف و تغيير حفظ نمايد .
چهارم - بضرورت دين و نص قرآن ثابت و محقق شده كه طايفه جن از امت پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم و محكوم به احكام او هستند و آنها نيز محتاج بمبين احكام و رفعكننده شبهات و اشكالات ميباشند ، بنابراين لازم است بعد از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم كسى باشد كه به زبان آنها عارف بوده و بتواند احتياجات آنان را بر طرف سازد و آن جز امام معصوم و معلم من عند اللّه نيست .
پنجم - بنص قرآن و ضرورت اسلام مسلم است كه پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم بر كليه افراد بشر مبعوث بوده و آنها داراى طوايف مختلف و زبانهاى گوناگون ميباشند ، بنابراين لازم است در هر عصرى امامى باشد كه آنان را بشناسد و زبان آنها را بداند تا بتواند رفع احتياجات دينى آنها را بنمايد .
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 325
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٢٥