بجانب خود كشيد و جاى خود نشانيد و تا من آنجا بودم سخنى نگفت ، حضرت صادق عليه السّلام خنديده و فرمودند اى هشام اين دليل را كه به تو آموخت ؟ گفت : از شما فرا گرفتم و تأليف نمودم حضرت فرمودند : به خدا قسم اين دليل در صحف ابراهيم و موسى مسطور است . ( پايان حديث ) .
و اما ادلهء كه لزوم وجود امام را پس از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم اثبات مىكند بسيار است و ما به 12 دليل اكتفاء ميكنيم ؟
اول - مسلم است كه اسلام دين جامعى است كه آنچه مايه سعادت دنيا و آخرت بشر تا دامنه قيامت است از اعتقادات و اخلاقيات و احكام و دستورات حاوى مىباشد و براى كوچكترين حركات و سكنات انسان تا بزرگترين آنها دستور و حكمى مقرر فرموده ( چنانچه در معجزه بودن احكام و معارف اسلامى در بحث نبوت بيان شده ) « 1 » و پيداست كه قرآن كريم اكثر متذكر دستورات كلى شده و در جزئيات و متفرعات احكام وارد نگرديده است و مسلمانان صدر اسلام نيز در حيوة رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله اغلب بيش از آنچه مورد احتياج آنها بوده از آن حضرت اخذ ننموده و از هزارها دستورات و احكام اسلام بىخبر بودند ، بلكه تاكنون كه 14 قرن از بعثت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله ميگذرد و اين همه علماى زبردست آمده و تمام عمر خود را صرف فقه اسلام نمودهاند احاطه بجميع احكام براى آنها ميسر نشده ، بنابراين هرگاه بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله امامى كه بعلم لدنى احاطه كامل بجميع دستورات و معارف اسلامى داشته باشد و در خور استعداد مسلمانان آنها را منتشر نمايد و در دسترس آنها گذارد نباشد به كلى دين اسلام از بين ميرود و شايستگى بقاء تا صفحه قيامت را نخواهد داشت ، و لذا وقتى رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله امير - المؤمنين عليه السّلام را بخلافت نصب فرمود اين آيه نازل شد كه
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً »
« 2 » ( امروز دين
هامش
( 1 ) به بحث نبوت مراجعه شود در همين كتاب
( 2 ) سوره مائده آيه 5