أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ »
« 1 » ( و قرار داديم آنها را پيشوايانى كه به طرف آتش دعوت كنند ) و باز ميفرمايد :
« يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ »
« 2 » ( روزى كه هر دستهء را بوسيله پيشوايانشان ميخوانيم ) .
و امامت در دين به كسى اطلاق مىشود كه خود از جانب حقتعالى هدايت شده باشد و ديگران را بخير و سعادت راهنمائى نمايد ، چنانچه خداوند ميفرمايد :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ »
« 3 » ( و قرار داديم آنان را پيشوايانى كه بامر ما راهنمائى كنند و بجاى آوردن كارهاى نيك را به آنان وحى نموديم ) .
بنابراين امامت در دين نيز بمعنى مقتدائيت است - يعنى - امام كسى است كه جميع مسلمين و متدينين در جميع امور دينيه بوى اقتداء كنند و از او پيروى نمايند ، و از اين بيان معلوم مىشود كه امام بايد داراى جميع كمالات علمى و عملى و اخلاقى باشد كه اقتداء و تأسى به او صحيح و پيروى از وى در نظر عقل درست بوده و قبيح نباشد .
و ولايت بمعنى صاحب اختيار بودن كسى در امر ديگرى است و آن يا ذاتى است ، مانند ولايت حقتعالى نسبت بمخلوقات و يا جعلى مثل ولايت پيغمبر نسبت بامت .
و در ولايت جعلى شرط است كه جاعل لياقت و شايستگى جعل را دارا باشد ، مثلا در نظر عرف سلطان ، يا مجلس ، يا مدعى العموم و امثال اينها لياقت جعل ولايت را دارند و در حدود خود مىتوانند كسى را والى و حاكم بر ديگران نمايند .
ولى در نظر شرع جعل ولايت تنها اختصاص بذات مقدس حقتعالى دارد كه خالق موجودات و صاحب اختيار حقيقى آنهاست و اين ولايت را ولايت الهيه
هامش
( 1 ) سوره قصص آيه 41
( 2 ) سوره بنى اسرائيل آيه 71
( 3 ) سوره انبياء آيه 73