كه مراد از كلمات پروردگار يا آيات قرآن ، و يا احكام دين و يا ائمه طاهرين مىباشد و بر هر تقدير مبدل و ناسخ و رافع و بقيهء براى آنها نيست .
ششم - آيهء شريفه
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ »
« 1 » ( اوست آن خدائى كه پيغمبرش ( محمد صلى اللّه عليه و آله ) را با قرآن و دين حق فرستاد براى اينكه ظاهر گرداند و ظفر دهد اين دين را بر همه دينها اگر چه مشركان كراهت داشته باشند ) .
كه ظهور و غلبه بر اديان بهر مرتبهء از ظهور وقتى محقق مىشود كه ناسخى از براى اين دين نباشد ، چه اگر ناسخى براى آن باشد آن دين ناسخ ظهور بر اين داشته باشد و كلمهء ( على الدين كله ) صادق نيايد .
و ظهور تام دين اسلام بر جميع اديان عالم در زمان ظهور حضرت بقية اللّه محقق مىشود ، چنانچه از على بن ابراهيم در ضمن تفسير اين آيه روايت شده كه « نزلت فى القائم من آل محمد » ( اين آيه در شأن قائم آل محمد نازل شده ) و طبرسى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه « ان ذلك يكون عند خروج المهدى من آل محمد » ( ظهور دين اسلام بر جميع اديان هنگام خروج مهدى آل محمد است ) .
و عياشى و ابن بابويه ( ره ) از حضرت صادق عليه السّلام نقل كردهاند كه فرمود :
« و اللّه ما نزل تأويلها بعد و لا ينزل تأويله حتى يخرج القائم ( الخبر ) » ( قسم به خدا نازل نشده است تأويل اين آيه هنوز و تأويلش نازل نخواهد شد تا اينكه قائم آل محمد عليه السّلام خروج كند « تا آخر خبر » ) .
اما اخبارى كه بر خاتميت آن حضرت دلالت مىكند نيز بسيار است كه بپارهء از آنها اشاره مىشود :
اول - حديث منزلت كه از اخبار متواتره بين الفريقين است و در كتاب غاية المرام صد حديث از طرق عامه و هفتاد حديث از طرق خاصه ضبط فرموده
هامش
( 1 ) سوره توبه آيه 33