آمد ، از نزد خداوند حكيم و پسنديده نازل شده است ) كه باطل در آيه بمعنى مبطل است - يعنى - انبياء سلف قرآن را تكذيب نكردند ( بلكه بشارت برسالت پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و دين و كتاب او دادند ) و بعد از اين نيز آن را باطلكننده و نسخكننده نيايد .
سوم - آيهء شريفه
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
« 1 » كه خداوند ضامن حفظ قرآن شده و حفظ مطلق هم بر عدم تحريف و كم و زياد شدن قرآن و هم بر بقاء و عدم نسخ آن تا قيامت دلالت دارد .
چهارم - آيهء كريمه
وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 2 » ( و ميگويند كسانى كه داراى علم و ايمانند هرآينه درنگ كرديد در كتاب خدا تا روز قيامت ، پس اين روز قيامت است ولى شما بوديد كه به حق بودن آن علم و يقين نداشتيد ) كه مراد از صاحبان علم و ايمان يا ائمه اطهارند كه تا دامنه قيامت باقى هستند و يا مؤمنين آخر زمان كه زمان آنان بقيامت منتهى ميگردد ( چنانچه از خبرى كه كافى و اكمال الدين از حضرت رضا عليه السّلام در ضمن اين آيه روايت كردهاند استفاده مىشود ) .
بنابراين آيه مزبوره دلالت دارد بر اينكه امامت و ايمان تا روز قيامت باقى است و همچنين درنگ كردن در كتاب خدا ، مانند درنگ كردن در دين است يعنى شما با كتاب خدا بوديد تا دامنه قيامت لذا دلالت دارد بر بقاء كتاب اللّه تا روز قيامت .
پنجم - آيه مباركه
« وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
« 3 » ( و كلمه پروردگارت تمام شد در حالتى كه راست و در حد اعتدال بود ، تبديل كنندهء براى كلمات او نيست و او شنوا و داناست )
هامش
( 1 ) سوره حجر آيه 15
( 2 ) سوره روم آيه 56
( 3 ) سوره انعام آيه