اولا - درست است هر جسمى متمايل بمركز خود مىباشد ولى بوسيله قوه قاهره ميتوان آن را بر خلاف مركز خود حركت داد و از اين حركت به حركت قسرى تعبير مىشود ، مانند حركت سنگ به طرف بالا بوسيله فلاخن و حركت تير و فشنگ بوسيله كمان و تفنگ و حركت هواپيما بوسيله بخار و امثال اينها ، بنابراين حركت انسانى به طرف بالا به قوت و قدرت حقتعالى كه آفريننده و مؤثر قواست بسيار سهل و آسان مىباشد ، مخصوصا اگر بر براق كه پرواز كند سوار شده باشد ، چنانچه نص اخبار است و در دعاى ندبه نيز به آن اشاره شده كه « و سخرت له البراق » .
و ثانيا - سير مسافت بسيار در مدت كم به حركت عادى محال است ولى به حركت غير عادى هيچ مانعى ندارد ، ( مقايسه كنيد اين امر « سير مسافت بسيار در مدت كم » را با حركت منظومههاى شمسى و حركت صوت و سير نور و امثال اينها تا رفع استبعاد بشود ) .
و ثالثا - مسأله خرق و التيام بنا بر هيئت قديم است كه آسمانها را مانند پياز تو در تو ميدانستند ، ولى بنابر هيئت جديد و كشفيات امروزه اين مطلب موهوم و بىاساس است و جز فضاى وسيعى كه كرات بيشمارى در آن شناورند چيز ديگرى نيست .
بنابراين مسئلهء خرق و التيام سالبه بانتفاء موضوع است .
و رابعا - لطافت هواى بالاى جو مانع از حفظ خالق متعال نيست و او قادر است كه بشرى را در هواى بالاى اين جو زنده نگهدارد بلكه ممكن است او را با هواى مجاور حركت دهد .
و خامسا - فوائد اين امر بسيار است ، چنانچه در آيات و اخبار به آن اشاره شده .
در قرآن كريم پس از ذكر معراج ميفرمايد
« لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا »
« 1 »
هامش
( 1 ) - سوره اسرى آيه 1