خردى حكم مىكند باينكه بايد اين علوم از سرچشمهء اخذ شده باشد كه خطا و لغزش و اشتباه در آنجا راه ندارد .
و ما براى نمونه مقدارى از اين قبيل آيات را يادآور ميشويم :
در موضوع اثبات صانع ميفرمايد :
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
تا آخر آيات « 1 » و در اثبات توحيد ميفرمايد :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
« 2 » و در بيان علم و قدرت حقتعالى ميفرمايد :
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
« 3 » و
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى - السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ »
« 4 » ( آيا فكر نميكنيد در باره شتر كه چگونه آفريده شده و نظر نميكنيد بسوى آسمان كه چگونه افراشته شده و بسوى كوهها كه چگونه بر زمين نهاده شده و بسوى زمين كه چگونه گسترده شده است ) .
و در بيان احتجاج ابراهيم با نمرود ميفرمايد :
« إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ »
« 5 » ( ابراهيم در جواب نمرود گفت ، پروردگار من آنست كه زنده مىكند و ميميراند ، نمرود گفت : من هم زنده ميكنم و ميميرانم ، ابراهيم گفت : پروردگار من خورشيد را از طرف مشرق ظاهر مىكند تو آن را از طرف مغرب ظاهر كن ، پس نمرود مبهوت شد ) .
و در اثبات ميفرمايد :
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا
هامش
( 1 ) شرح آن در صفحه 169 گذشت
( 2 ) توضيح آن در صفحه 79 داده شد
( 3 ) تفسير آن در صفحه 20 ذكر شد .
( 4 ) آيه 17 و 18 و 19 و 20 سوره غاشيه .
( 5 ) آيه 261 سوره بقره