31 و 32 مسيح را بداود مىرساند و او را از اولاد داود و داود را پدر مسيح ميداند .
ولى از آن طرف در همان انجيل متى باب بيست و دوم آيه 41 تا 45 و در انجيل مرقس باب دوازدهم آيه 35 تا 37 و در انجيل لوقا باب بيستم آيه 41 تا 44 ميگويد : چون فريسيان جمع بودند عيسى از ايشان پرسيد گفت در باره مسيح چه گمان ميبريد او پسر كيست ، گفتند پسر داود ، ايشان را گفت : پس چطور داود روح او را خداوند خواند چنان كه ميگويد خداوند به خداوند من گفت بدست راست من بنشين تا دشمنان ترا پاىانداز تو سازم پس هرگاه او را داود خداوند ميخواند پس چگونه پسرش مىباشد » « 1 » .
و در اول انجيل يوحنا ميگويد « در ابتداء كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود همان در ابتداء نزد خدا بود و همه چيز بواسطه او آفريده شد و به غير از او چيزى از موجودات وجود نيافت » تا آنكه ميگويد : « و كلمه جسم گرديد و ميان ما ساكن شد پر از فيض و راستى و جلال او را ديديم جلالى شايسته پسر يگانه پدر » .
بالجمله از اين جملات متناقض مفهوم نميشود كه كلمه خدا بود يا نزد خدا بود يا موجودى بود كه ساير موجودات بواسطه او آفريده شدند و يا اينكه پسر خدا بود !
سوم در مورد معجزه است : در انجيل متى باب بيست و چهارم آيه 24 و 25 و در انجيل مرقس باب سيزدهم آيه 21 و 22 ميگويد : « آنگاه اگر كسى بشما گويد اينك مسيح در اينجا يا در آنجاست باور نكنيد ، زيرا كه مسيحيان كاذب و انبياء كذبه ظاهر
هامش
( 1 ) اين جملات عبارت انجيل متى است و عبارت انجيل مرقس و لوقا نيز نزديك به همين مىباشد .