گريستند » .
و در آيه 13 ميگويد : « و در روز دوم رؤساى آباى تمامى قوم و كاهنان و لاويان نزد عزراى كاتب « 1 » جمع شدند تا كلام تورات را اصغاء نمايند و در تورات چنين نوشته يافتند كه خداوند بواسطه موسى امر فرموده بود كه بنى اسرائيل در عيد ماه هفتم در سايبانها ساكن شوند » .
از مجموع اين عبارات معلوم مىشود كه غير از عزراى كاهن احدى از علما و رؤساى شعب و غير آنها از بنى اسرائيل خبرى از تورات و شريعت موسى نداشتند كه از شنيدن آن بگريه افتادند و دستوراتى كه گويا به گوش هيچ يك از آنها نخورده بود شنيدند .
بنابراين سند تورات منتهى بيك نفر ( عزراى كاهن ) مىشود و رشته تواتر منقطع ميگردد .
اما مرتبه سوم - چنانچه در تاريخ يوسيفس يهودى و ساير كتب تواريخ است بعد از زمان عزراى كاهن صد و شصت سال قبل از ميلاد مسيح انيتوكس امپراطور فرنگ اورشليم را فتح و تمام نسخههاى تورات و ساير كتب عهد عتيق را سوزانيد و اعلان عمومى كرد كه هر كه نسخه از كتب تورات و عهد عتيق نزد او يافت شود يا دستورى از شريعت را بجاى آورد كشته خواهد شد و مأمورين او در ظرف سه سال و نيم هر ماهى يك مرتبه با كمال جديت همينطور تفتيش ميكردند .
و بعد از سى و هفت سال پس از عروج مسيح طيطوس رومى بر بنى اسرائيل غلبه يافت و يك مليون و هزار نفر از آنها را كشت و هفت هزار نفر از آنها را اسير نموده و هر چه يافتند سوزانيدند و يا بغارت بردند :
بالجمله از مجموع اين كلمات ظاهر شد كه تورات موسى و احكام شريعت او بواسطه حوادثى كه از آن زمان ببعد رخ داده از بين رفته و توراتى كه اكنون در دست يهود و نصارى است تأليف شخصى است كه مسموعات خود را در احوال
هامش
( 1 ) كاهن . مصحح