ببابل روانه كرد .
و در مرتبه دوم - پس از محاصره شهر اورشليم و توليد قحطى ، در شهر رخنه نموده و پادشاه را كه فرار نموده بود تعاقب كردند و او را گرفته در مقابل چشم او پسرانش را بقتل رسانيده و سپس چشمانش را در آوردند و خانه خدا و خانه پادشاه و همه خانههاى شهر را سوزانيده و منهدم ساختند و بقيه قوم يهودا را باسيرى ببابل بردند .
چنانچه مطالب مذكور در كتاب دوم پادشاهان باب 23 و 24 و 25 و در كتاب دوم تاريخ ايام باب 36 و در كتاب ارمياى نبى باب هفتم و هشتم و نهم و يازدهم بتفصيل مسطور است .
و پيداست تورات حلقيا كه بنا بعهدى كه يوشيا در حضور بنى اسرائيل با خدا بسته و آن را در تابوت گذارده و تابوت را در خانه سليمان نهاده بود ، در اين قتل و غارتها يقينا برده و سوخته شده و به كلى اثرى از آن در بنى اسرائيل باقى نمانده است
و در كتاب نحميا بعد از آنكه بازگشت بنى اسرائيل را از اسيرى بابل و تعمير نمودن اورشليم و اقامت گزيدن در شهرهاى خودشان ذكر مىكند در باب هشتم آيه 1 تا 4 ميگويد : « و تمامى قوم مثل يك مرد در سعه پيش دروازه آب جمع شدند و بعزراى « 1 » كاتب گفتند كه كتاب تورات موسى را كه خداوند باسرائيل امر فرموده بود بياورد و عزراى كاهن تورات را در روز اول ماه هفتم بحضور جماعت از مردان و زنان و همه آنان كه ميتوانستند بشنوند و بفهمند آورد و آن را در سعه پيش دروازه آب از روشنائى صبح تا نصف روز در حضور مردان و زنان و هر كه ميتوانست بفهمد خواند و تمامى قوم بكتاب تورات گوش فرا گرفتند » و در آيهء 9 ميگويد : « و نحميا و عزراى كاهن و لاويانى كه قوم را مىفهمانيدند بتمامى قوم گفتند امروز براى يهوه خداى شما روز مقدس است پس نوحهگرى منمائيد و گريه مكنيد زيرا تمامى قوم چون كلام تورات را شنيدند
هامش
( 1 ) و بعزراى كاهن مصحح .