موسى و بنى اسرائيل و سلاطين آنها با قسمتى از افسانههاى عاميانه ضميمه نموده و باسم تورات بين مردم رواج داده است ، چنانچه اين معنى از بررسى و مطالعه مطالب آن به خوبى معلوم مىشود .
علاوه بر اينكه در كتب عهد قديم در موارد زيادى از تحريفاتى كه علماء و كاهنان در احكام تورات و شريعت موسى نمودهاند نكوهش و مذمت مينمايد و داد و فريادهائى را كه انبيائشان از كثرت تحريفات و تصرفات آنان داشتهاند متذكر مىشود ، چنانچه در كتاب ارمياى نبى باب هشتم آيه هشتم ميگويد : « چگونه ميگوئيد ، كه ما حكيم هستيم و شريعت خداوند با ماست بتحقيق قلم كاتبان بدروغ عمل مينمايد » .
و در همان كتاب باب بيست و سوم آيه 36 ميگويد ، « ليكن وحى يهوه را ديگر ذكر منمائيد زيرا كلام هر كس وحى او خواهد بود چونكه كلام خداى حى يعنى يهوه خداى ما را تحريف كردهايد » و در كتاب اشعياء نبى فرياد مىزند « اى زير و زبر كنندگان هر چيز » « 1 » .
دوم از جهت تناقضات :
در توراتى كه فعلا در دست يهود و نصارى است جملات زيادى يافت مىشود كه با جملات ديگر آن تناقض و مباينت دارد و همين تناقضاتش دليل بر اين ستكه كتاب مزبور تورات موسى نيست و اگر هم مطالبى از تورات اصلى در اين كتاب باشد تحريفات زيادى در آن شده است ، چه اگر تورات موسى و كتاب آسمانى بود بايد از تناقض و اختلاف خالى باشد ، چنانچه در سفر خروج باب بيست و سوم آيه 13 ميگويد : « و نام خدايان ديگر را ذكر مكنيد و از دهانت شنيده نشود » و در سفر تثنيه باب چهارم آيه 33 ميگويد :
« اين بر تو ظاهر شد تا بدانى كه يهوه خداست و غير از او ديگرى نيست » و در همين سفر باب 23 آيه 39 دارد « الان ببينيد كه من خود او هستم و با من خداى ديگرى نيست » كه اين جملات بر توحيد صراحت دارد و مناقض و مباين است
هامش
( 1 ) اين عبارت نسخ فارسى آنست و عبارت عربى آن ( يالتحريفكم ) مىباشد