و بنيامين ) رحعام پسر سليمان و پادشاه ده سبط ديگر يربعام بن نباط گرديد از آيه 26 تا 30 ميگويد : ( و يربعام در دل خود فكر كرد كه حال سلطنت بخاندان داود خواهد برگشت اگر اين قوم به جهت گذرانيدن قربانيها به خانه خداوند باورشليم بروند همانا دل اين قوم بآقاى خويش رحبعام پادشاه يهودا خواهد برگشت و مرا بقتل رسانيده نزد رحبعام پادشاه يهودا خواهند برگشت ، پس پادشاه مشورت نموده دو گوساله طلا ساخت و بايشان گفت براى شما رفتن تا باورشليم زحمت است هاى اى بنى اسرائيل ( خدايان تو كه ترا از زمين مصر بر آوردند و يكى را در بيت ئيل و ديگر را در دان قرار داد ) و چنانچه در كتاب اول پادشاهان باب پانزدهم ، شانزدهم ، هجدهم و نوزدهم و در كتاب دوم پادشاهان باب دهم و هفدهم مسطور است ده سبط مذكور تا دويست و پنجاه سال در طريق شرك و بتپرستى سلوك مينمودند تا زمان هوشع كه در عهد وى پادشاه آشور بر تمامى زمين آنها هجوم آورده سامره را گرفت و اسرائيل را باسيرى برد و ديگران را در شهرهاى آنان مسكن داد و در كتاب دوم پادشاهان باب هفدهم پس از ذكر اسيرى آنها بتفصيل شرارتها و انواع بتپرستيهاى آنان را شرح ميدهد .
اما روش رحبعام و دو سبط ديگر بنى اسرائيل نيز ، مانند اسباط ديگر بود چنانچه در كتاب اول پادشاهان باب چهارم آيه 24 تا 30 ميگويد : « يهودا ( قوم رحبعام ) در نظر خداوند شرارت ورزيدند و بگناهانى كه كردند بيشتر از آنچه پدران ايشان كرده بودند غيرت او را بهيجان آوردند و ايشان نيز ، مكانهاى بلند و ستونها و اشيريم بر هرتل بلند و زير هر درخت سبز بنا نمودند .
و الواط نيز در زمين بودند و موافق رجاسات امتهائى كه خداوند از حضور بنى اسرائيل اخراج نموده عمل مينمودند و در سال پنجم رحبعام پادشاه واقع شد كه شيشق پادشاه مصر باورشليم بر آمد و خزانههاى خانه خدا و خانه پادشاه را گرفت و همه چيز را برداشت »
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 214
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٢١٤