چهارم - در معجزه مشاهده تمام افراد امت حتى كسانى كه در زمانهاى بعد مىآيند لازم نيست ، بلكه هرگاه جماعتى مشاهده كردند و بنحو تواتر به ديگران رسيد بطورى كه قطع و يقين بصدور آن حاصل ، و احتمال تعميه و سحر داده نشد كافى است .
پنجم - در معجزه تكرار و تعدد لازم نيست باينكه پيغمبر تقاضاى مختلفه مردم را بپذيرد و هر روز و هر ساعت بميل و خواهش هر كس اقامه معجزه كند و مجلس خود را بتماشاخانه عجائب و غرائب تبديل سازد ، بلكه تنها بر او لازم است حق را ثابت كند و حجت را تمام نمايد اگر چه به اقامه نمودن يك معجزه باشد يك مرتبه .
ششم - لازم نيست پيغمبر در هر زمانى قادر بر انجام معجزهء باشد چون او نيز بشر و عاجز است ، و معجزه فعل خداست كه براى اثبات صدق پيغمبر بوى عنايت ميفرمايد و اقامهء آن در هر زمانى بسته باراده و مشيت اوست .
هفتم - لازم نيست معجزه بنحو خاص و طرز معين و آنطورى كه مردم تقاضا ميكنند باشد بلكه همينقدر كه مردم از اتيان به مثل آن عاجز باشند كافى است .
هشتم - هرگاه كسى نتواند بين معجزه و سحر و صنعت فرق بگذارد بايد باهل خبره رجوع كند .
نهم - كسى كه نبى مسلم يا معصوم ثابت العصمهاى بنص صريح قطعى به نبوت او خبر داد بطورى كه احتمال غير او نرود براى اثبات نبوتش كافى است و ديگر به اقامه معجزه احتياجى نيست ( چنانچه قبلا ذكر شد ) .
دهم - هرگاه بدليل قطعى عصمت و اكمليت شخصى ثابت گردد اگر مدعى نبوت شود همان عصمت و اكمليت او بر صدقش كافيست و ديگر نيازى بمعجزه نيست .
يازدهم - كسى كه بر طبق دعواى خود اقامه معجزه كند لازم نيست نبى
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 200
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٢٠٠