مسلمى هم به نبوتش خبر داده باشد ، بلكه يكى از اين دو كافيست ، زيرا اگر كافى نباشد لازم آيد نخستين پيغمبرى كه از جانب حق مبعوث شده نبوتش ثابت نشود چه قبل از او پيغمبرى نبوده كه به نوبت او خبر دهد .
دوازدهم - كسى كه معجزهاى مشاهده ننمود و بطريق تواترهم بر او معلوم نشد و تقصيرى در مقدمات لازمه ننمود معذور است چنانچه در مبحث آتيه به آن اشاره خواهيم كرد .
دليل بر فقدان موانع مذكوره چيست ؟
از آنچه در بيان شرايط نبوت ذكر شد معلوم گرديد كه موانع مذكور يا منافى عصمت و اكمليت است ، يا مستلزم جهل و فراموشى و يا موجب كذب و افتراء و بالاخره مخالف با غرض الهى از ارسال رسل است و نقض غرض بر ذات اقدسش روا نباشد .
و ما براى روشن شدن مطلب نمونهاى از موانع مذكور را در شخصى كه در زمان اخير مدعى نبوت شد و عدهاى از روى نادانى ، يا از روى اغراض شخصى پيرو او شدند ذكر مينمائيم تا كذب او و امثال او كه آشكار است آشكاراتر گردد و افراد ساده و نادانى كه فريب آنها را خوردهاند ملتفت و متنبه شوند .
اما فاقد بودن شرايط نبوت يكى جهل اوست كه در مجالس علما با او مذاكره كردند از عهده هيچيك از سؤالات آنها بر نيامد .
ديگر آنكه نزد سيد كاظم رشتى با حاج كريم خان و ملا سلطان تلمّذ مينمودند و تعليمات شوم اين سيد هر كدام اينها را بيك چاه ضلالتى انداخت ، بابى شيخى ، صوفى .
ديگر آنكه با اينكه كتابش بلسان عربى است زبان عرب را هم نميدانسته و غلطهاى نحوى و صرفى بسيار و ركاكت اسلوب و غيره در كتابش واضح و آشكار