و قواعد طبيعى و طرق كسبى و تحصيلى باشد و مردم از آوردن مثل آن عاجز باشند كه خداوند براى اثبات صدق پيغمبرش بدست او جارى مىكند .
و وجه استدلال بمعجزه بر نبوت پيغمبران اينست كه چون اعطاء معجزه بدست شخص دروغگو عقلا قبيح است ، زيرا موجب اغواء و گمراهى خلق و اغراء بقبيح مىشود ، و بمقتضاى عدل و حكمت محالست از خداوند صادر گردد بنابراين هرگاه شخصى كه واجد صلاحيت است مدعى نبوت شد و بر طبق آن معجزه اقامه نمود بصدق او يقين حاصل مىشود چه اگر دروغگو بود خداوند بدست او معجزه عطا نميفرمود
دوم - آنكه پيغمبرى كه نبوتش مسلم است به پيغمبرى او خبر دهد بطورى كه احتمال غير او نرود ، زيرا پيغمبرى كه نبوتش ثابت شد عصمت او نيز ثابت و محال است دروغ از وى صادر شود آن هم دروغى كه موجب اغواء و گمراهى جمع كثيرى از مردم شود .
بنابراين اگر بنص قطعى پيغمبرى خبر داد نبوتش ثابت مىشود .
سوم معصومى كه عصمت او ثابت است به پيغمبرى او خبر دهد ببيانى كه در طريق دوم ذكر شد .
فرق بين معجزه و سحر و صنايع عجيبه چيست ؟
از معنائى كه براى معجزه بيان شد فرق آن با سحر و صنايع عجيبه امروزى ظاهر ميگردد ، چه آنكه سحر علاوه بر اينكه حقيقت ندارد و عمده آن صرف تعميه و چشمبندى مىباشد ، صنعتى است تحصيلى و اكتسابى .
و صنايع عجيبه امروزى هم بر طبق قواعد طبيعى ، و اموريست كسبى ، و تحصيل آن بر هر كه طالب باشد مقدور است بر خلاف معجزه كه خارق عادت و از طريق تحصيل و اكتساب خارج است .
بلى كسى كه اهل صنعت و فن نباشد ممكن است سحر و شعبدهبازى يا صنايع