حاصل نگردد .
دوم - لازم آيد كه معلّم و مؤدب آنان در اين جهت اكمل از آنان باشد در اين صورت ترجيح مرجوح بر راجح لازم آيد و اين قبيح و محال است چنانچه گذشت .
سوم - اگر علوم و كمالات آنها اكتسابى باشد توهم شود كه مبعوث از جانب حقتعالى نباشند ، چه در اين صورت توهم مىشود كه معجزات آنها هم از قبيل امور تحصيلى باشد .
و مراد از موهوبى آنست كه بدون اسباب عادى به آنها افاضه شود خواه بدون واسطه ملك و خواه بواسطه ملك يا افاضه پيغمبر يا امامى باشد به غير از طريق كسب و موازين تحصيلى ، چنانچه در بيان طريق وحى ذكر آن بيايد .
دليل بر شرط هفتم چيست ؟ چون مسلم است كه شخص عاقل هيچ ادعائى را بدون دليل تصديق نكند و تا برهانى بر طبق آن اقامه نشود نپذيرد ، چه اگر دليل و برهان در ميان نباشد بين حق و باطل و درست و نادرست امتيازى حاصل نگردد .
و چون نبوت و پيغمبرى منصب خدائى و ولايت مطلقه كليه بر قاطبه افراد امت است ، هر شخص جاهطلبى بطمع احراز اين مقام مىافتد ، بنابراين اگر پيغمبر داراى دليل قاطعى بر نبوت خود نباشد بين او و مدعيان دروغى و جاهطلبان تشخيص داده نشود ، لذا حجت بر مردم تمام نگردد و راه عذر مسدود نشود .
پس لازم است پيغمبر داراى نشانه و معجزهاى يا دليل قطعى ديگرى باشد كه صدق او را ثابت نمايد و حجت بر مردم تمام شود .
و چنانچه گذشت براى اثبات نبوت شخصى كه مدعى نبوت است بيكى از سه طريق ممكن است :
اول - از راه معجزه و آن كارى است از كارهاى خدا كه بر خلاف عادت
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 197
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ١٩٧