سوم - اينكه مراد از ذنب ، ذنب امت باشد و در كلام مضاف حذف شده باشد ، به اين تقدير كه ( ليغفر لك اللّه ما تقدم من ذنب امتك و ما تأخر ) و چون گناه امت همّ بزرگى براى رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم بود چنانچه در شأن نزول سوره ( الضحى ) ذكر شده بطورى كه ، گناه امت را گناه خود محسوب مينمود ، لذا خداوند بر سبيل منت فرموده است « براى اينكه گناه امت را بيامرزم » بلكه گناه هر قومى را ميتوان نسبت برئيس آن قوم داد ، چنانچه تقصير رعيت را بسلطان و حاكم و تقصير اجزاء را به رئيس ميدهند ، بنابراين محتاج بحذف مضاف هم نيست .
هفتم - آيه شريفه
عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
« 1 » ( روى ترش كرد و برگردانيد چون نابيناء او را آمد ) كه چون فاعل عبس در آن ذكر نشده ، بعضى از عامه مرجع ضمير - يعنى - فاعل عبس را پيغمبر دانسته و در تفسير اين آيه گفتهاند كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم با بعضى از سران قريش مشغول صحبت بود و ايشان را باسلام دعوت ميفرمود ، عبد اللّه ابن ام مكتوم وارد شد و چون نابينا بود متوجه اينكه رسول اكرم مشغول صحبت با آنهاست نشد و عرض كرد مرا از آنچه خدا به تو تعليم داده بياموز ، و چند بار اين سخن را تكرار كرد و چون حضرت كراهت داشت از اينكه سخن خود را قطع كند « بواسطه حرصى كه بر تبليغ آنها داشت » روى از او بگردانيد ، در اين موقع اين آيه نازل شد .
و اين روايت مردود است براى اينكه عبوسيت و مانند آن از صفات ذميمه است و خداوند در تمجيد و ستايش پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده :
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
« 2 » و نيز فرموده :
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ
« 3 » ( بواسطه رحمت خدا نرم شدى تو نسبت بايشان و
هامش
( 1 ) سوره عبس آيه 1 و 2
( 2 ) سوره نون آيه 4
( 3 ) سوره آل عمران آيه 143