هر چيزى به حد خود و دادن هر حقى بذى حقش هم استعمال شده و تقدير هم به اين معنى آمده است .
امر سوم - در بيان مراد از قضاء و قدر در اصطلاح : قضاء در اصطلاح اطلاق مىشود بر افعال الهى كه در اين عالم نسبت بمخلوقات مجرا مىشود و آن بر دو قسم است قضاء تكوينى و تشريعى و هر كدام از آنها نيز بر دو قسم است حتمى و معلقى .
قضاء تكوينى حتمى عبارت از افعالى است كه ذاتا داراى مصلحت باشد اين گونه افعال قابل تغيير نيست و حتما واقع مىشود .
قضاء تكوينى معلقى افعالى است كه حصول آن بامرى مشروط باشد ، مثل اينكه طول عمر مشروط بصله رحم و رفع بلا مشروط به صدقه باشد به اين معنى كه خداوند مثلا مقرر فرموده كه هرگاه زيد صله رحم كند عمر او طولانى ، و اگر قطع رحم كند عمر او كوتاه باشد يا اگر صدقه دهد بلا از او رفع شود و امثال اينها و از اين امور ببدائيات نيز تعبير مىشود و در مسأله نسخ و بدا در بخش نبوت شرح آن بيان شود .
و قضاء تشريعى حتمى اوامر و نواهى شرعى است كه مصلحتش دائمى باشد و باختلاف زمان تغيير نكند .
و قضاء تشريعى معلقى اوامر و نواهى شرعى است كه باختلاف زمان و مكلّفين تغيير كند و از آن بنسخ تعبير مىكنند و در بخش نبوّت بيان خواهد شد .
و از براى خداوند دو لوح است يكى لوح محفوظ كه در اوست آنچه تا قيامت واقع شود و علمش مختص به حق تعالى مىباشد .
و ديگر لوح محو و اثبات است كه در اوست آنچه قابل تغيير باشد و علم آن از جانب حق بانبياء و اولياء افاضه شده .
چنانچه در كتاب كافى از حضرت صادق عليه الصلاة السلام روايت مىكند
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 138
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ١٣٨