تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
اين آيات و امثال اينها معلوم مىشود كه بر فعل دل‌ها مؤاخذه مىباشد و باز فرموده است
وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
و تقوى را نسبت بدل داده است و از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كرده‌اند كه اشاره بدل نمود و فرمود تقوى و پرهيزكارى در اينجا است و حقتعالى تهديد فرموده است آنها را كه دوست ميدارند امور قبيحه فاش گردد در مؤمنان و محبت كار دل است و ايضا كفر و شرك و حسد و بغض و كينه و امثال اينها كه وعيد عذاب و عقاب بر آنها شده است از افعال قلوبست پس چون ميتواند بود كه مؤاخذهء بر آنها نبوده باشد و وجوه بسيار در جمع ميان آيات و اخبار گفته است و تحقيقش آنست كه افعال قلوب بر چند قسم است ( اول ) آنست كه محض خطور بال باشد و آدمى را در آن اختيارى نباشد و آن قسم اول است كه مذكور شد و خلافى نيست در آنكه عقابى بر آن مترتب نميشود و محل تكليف نيست ( دويم ) شهوت و خواهش معصيت است بدون آنكه اراده به آن ضم شود و غالب اوقات آن نيز نسبت بعامه اختيارى نيست مثل آنكه تخيل زنا و لواطه مىكند و بىاختيار خواهش در نفس او بهم ميرسد اما اراده آن فعل ندارد يا نظر مىكند به پسر مقبولى بدون قصد و عاشق او مىشود اما اراده معصيتى ندارد و اين نيز اختيارى نيست و محل تكليف نيست لهذا وارد شده است كه نظر اول براى تست يعنى اگر بدون اختيار نظر بر او بيفتد و نظر ثانى بر تو است به آنكه بار ديگر از روى قصد و شهوت نظر كند يا آن نظر را از روى خواهش مستمر بدارد و اگر مبدء عشق اختيارى باشد دور نيست كه معاقب باشد هر چند در آخر بىاختيار باشد همچنانكه در حديث وارد شده است كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردند از عشق فرمود كه دلى چندند كه از ياد خدا خالى شده‌اند حقتعالى محبت غير خود را بآن‌ها چشانيده است ( سيم ) آنست كه بعد از قصد معصيت و حصول شهوت قلب باعتبار لوث از شهوات و غفلت از عقوبات نفع عاجلى در آن فعل تصور مىكند و حكم مىكند كه بايد آن فعل به عمل آيد پس اراده در نفس حادث مىشود و قوى مىشود تا به حد عزم ميرسد و حيا و خوف دنيوى مانع او از فعل نمىگردد و حصول عزم گاهست بعد از ترددات و تفكرات بسيار مىباشد و بعد از عزم و مجزوم گرديدن اراده باز ممكن است كه فعل به عمل نيايد به آنكه بعد از جزم پشيمان شود يا غافل شود يا مانعى بهم‌رسد كه آن فعل بر او متعذر شود پس بر اصل تصور معصيت و حصول شهوت و ميل نفس كه اختيارى نيست عقابى نميباشد و اما حكم عقل ظاهر اخبار آنست كه بر آن نيز عقابى