و زنهار همنشينى مكن با كسى كه مغرور است به اين بازى كه آن از مجالسى است كه اهل آنها در هر ساعت منتظر غضب الهىاند اما بگرو دويدن و سنگ بگرو انداختن و چيزهاى سنگين را بگرو برداشتن و بلند كردن و كشتى بگرو دوانيدن و كشتى گرفتن و چوگان بازى كردن و امثال اينها اگر بگروبندى باشد حرام است و اگر بىگرو باشد خلاف است و حكم بحرمت مشكل است خصوصا اگر غرض از ورزش غلبه بر دشمن باشد و در خصوص كشتى گرفتن احاديث وارد شده است كه دلالت بر جواز مىكند بلكه بحديث بكشتى گرفتن حسنين در حضور حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و تحريص كردن آن حضرت و جبرئيل هر يك از
ايشان يكى را استدلال بر استحباب آن نيز ميتوان كرد .
و علامه جزم كرده بحرمت انگشتر بازى و استعلام آنكه در دست من جفت است يا طاق و چوگان بازى و تفنگ و كمان گلوله بگرو انداختن و بيك پا ايستادن و يك پا دويدن و مكث در زير آب كردن خواه عوضى در گرو قرار داده باشند يا نه و در كشتى گرفتن و كبوتر بگرو به راه دور فرستادن و گرو دويدن اگر عوضى قرار نداده باشند تردد و اشكالى كرده است و نگاه داشتن كبوتر از براى انس جايز است بلكه مستحب است و از براى فرستادن نامهها جايز است و بگرو فرستادن اگر با عوض باشد مشهور حرمت است و اگر بدون عوض باشد خلاف است و جواز خالى از قوتى نيست و احوط تركست و پرانيدن از براى تفرج و سير خلاف است و اكثر مكروه دانستهاند و بعضى حرام ميدانند و اين در صورتى است كه متضمن فعل حرامى نباشد و اگر متضمن دزديدن كبوتر ديگران و اشراف بر خانههاى مسلمانان و شكستن شيشهها و ظروف همسايگان و امثال اينها باشد چنان كه در اين زمانها شايع است حرام خواهد بود و اكثر علماء حرام دانستهاند حيوانات را بگرو بجنگ با يكديگر انداختن خواه عوض قرار كنند و خواه نه و بعضى مطلقا آنها را تحريص بر جنگ يكديگر كردن حرام دانستهاند و علامه گفته است خلافى نيست در آنكه حرام است مدح كردن كسى كه مستحق مذمت باشد و مذمت كردن كسى كه مستحق مدح باشد و همچنين تعريف حسن زن مؤمنه كه شناسند و تعريف حسن پسران ساده و مزلف مطلقا خواه معين و خواه غير معين و خواه شناسند و خواه نشناسند و خواه در نظم و خواه در نثر و مدح حسن زنان حربى را تجويز كردهاند و خلافى نيست در حرمت سحر و آن گرهى است يا افسونى است يا سخنى است كه تكلم كنند به آن يا بنويسند يا عملى بكنند كه تأثيرى بكند در بدن كسى يا دل او يا عقل او بدون آنكه به ظاهر مباشر آن گردند
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 589
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٨٩