تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
او نخواهد بود و حضرت فرمود كه ميگويند بهشت يك بهشت است حقتعالى ميفرمايد در پائين‌تر يا نزديكتر از آن بهشت دو بهشت ديگر هست و ميگويند بهشت يك درجه است بلكه درجه‌هاست بعضى بالاى بعضى و زيادتى مردم در درجات باعمال مىباشد راوى گفت دو مؤمن داخل بهشت مىشوند يكى مكانش بلندتر است از ديگرى پس ميخواهد ملاقات كند ديگرى را آيا ميتواند فرمود كه آنكه بالاتر است پائين ميتواند آمد كه پستتر را ببيند و آنكه پست‌تر است بدرجه بالا نمىتواند رفت زيرا كه آن بالاتر از مرتبهء او است و ليكن اگر خواستند يكديگر را ملاقات كنند بر روى كرسىهائى كه نشسته‌اند در مرتبه‌هاى خود يكديگر را ملاقات ميكنند و ايضا روايت كرده است كه علاء بن سبابه به آن حضرت عرض كرد كه مردم تعجب ميكنند از ما هرگاه كه مىگوئيم كه جمعى از جهنم بيرون مىآيند و داخل بهشت مىشوند ميگويند چون مىشود كه ايشان با دوستان خدا در بهشت باشند حضرت فرمود كه خدا ميفرمايد
وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ
و اللّه كه ايشان با دوستان خدا در يك بهشت نخواهد بود راوى گفت كه ايشان كافر بودند فرمود و اللّه اگر كافر بودند داخل بهشت نمىشدند گفت مؤمن بودند فرمود نه و اللّه اگر مؤمن ميبودند داخل جهنم نمىشدند و ليكن واسطه‌اند ميان مؤمن و كافر و ابن بابويه بسند مخالفين از ابن عباس روايت كرده است كه حلقهء دروازه بهشت از ياقوت سرخ است و بر صفحه‌هاى طلا آويخته است چون آن حلقه بر صفحه مىخورد صدا مىكند كه يا على و على بن ابراهيم روايت كرده است كه نصرانى شام از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام سؤال كرد از اهل بهشت كه طعام ميخورند و فضله ندارند نظير ايشان در دنيا چيست فرمود نظير ايشان جنين است كه در شكم مادر مىخورد از آنچه مادرش مىخورد و غايط ندارد و ايضا بسند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در شب معراج داخل بهشت شد ديد ملكى چند عمارتى ميسازند كه يك خشت آن از طلا است و يك خشت آن از نقره و گاهى دست بازمىدارند پرسيد كه چه سبب دارد كه گاهى ميسازيد و گاهى دست بازمىداريد گفتند انتظار خرجى ميكشيم پرسيد كه خرجى شما چيست گفتند گفتن مؤمن است « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الا اللّه و اللّه اكبر » هرگاه ميگويند ما ميسازيم و هرگاه دست برمىدارند ما دست برمىداريم و عياشى و ابن بابويه و ديگران بسندهاى معتبر از حضرت امير المؤمنين ع روايت كرده‌اند كه طوبى درختى است در بهشت كه اصل آن در خانه حضرت رسول است و هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه شاخى از آن درخت در خانهء او هست و خواهش چيزى در خاطر او خطور نميكند