عليه السّلام عرض كردم فداى تو شوم اى فرزند رسول خدا مرا مشتاق گردان بسوى بهشت حضرت فرمود كه بوى خوش بهشت از هزارساله راه از مسافتهاى دنيا احساس مىشود و پستترين اهل بهشت بحسب منزل چنانست كه اگر جميع جن و انس مهمان او شوند هرآينه از طعام و شراب آن مقدار نزد او باشد كه همه را كافى باشد و از نعمتهاى خدا كه نزد اوست چيزى كم نميشود و كمترين اهل بهشت بحسب رتبه و منزلت چون داخل بهشت شود سه حديقه در نظر او در آيد چون داخل حديقهء پستتر شود آن مقدار از زنان و خدمتكاران و ميوهها و نهرها در نظر او درآيد و جلوه نمايد كه ديدهاش روشن و دلش شاد گردد و حمد و شكر منعم حقيقى بجاى مىآورد پس گويند سربلند كن و بجانب بالا نظر كن و چون حديقه دويم را نظر نمايد در آن نعمتى چند به بيند كه در حديقه اول نديده بود گويد پروردگارا اين را نيز به من عطا كن ندا به او رسد كه شايد اين را كه بدهم باز ديگرى را خواهش نمائى گويد همين بس است مرا و ديگر آرزوئى نميكنم چون داخل آن حديقه شود مسرت و شادى او مضاعف گردد و شكر حق تعالى را بكند پس در آن حال درى از جنة الخلد بر روى او بگشايند و اضعاف آنچه بيشتر در آنجا ديده بود مشاهده نمايد و گويد تو راست حمد اى پروردگار من كه سرانجام دادى از عذاب نيران و منت گذاشتى بر من بنعمتهاى بىپايان جنان ابو بصير گريست و گفت فداى تو شوم شوق مرا زياد گردان آن حضرت فرمود در بهشت نهرى هست كه در كنارهاى آن دخترها
روئيده است هرگاه مؤمن بيكى از آنها بگذرد و او را خوش آيد آن را بگيرد و حقتعالى بجاى او ديگرى را بروياند گفت فداى تو شوم باز زياده كن فرمود بهر مؤمن هفت هزار دختر باكره چهار هزار زن ثيبه بدهند و هفت زن از حور العين گفت فداى تو شوم هفت هزار باكره فرمود بلى هر وقت كه بنزد ايشان برود باكره باشند گفت فداى تو شوم از چه چيز خلق شدهاند حور العين فرمود كه از تربت نورانى بهشت كه شعاع بدن آن از پس هفتاد حله نمايان باشد و درخشان و بروايت ديگر مغز استخوانهاى ساقهاى او از زير هفتاد حله نمايان باشد جگر او آئينهء مؤمن باشد و جگر مؤمن آئينهء او باشد گفت فداى تو شوم آيا حوريان را سخنى هست كه به آن تكلم نمايند فرمود بلى سخنى كه با نهايت حلاوت و غنج و دلال خوانندگى كنند بصداى دلربائى كه خلايق مثل آن را نشنيده باشند گويند مائيم خالدات كه هرگز نميميريم مائيم نرم و ناعم كه هرگز آزرده نشويم مائيم اقامت كنندگان كه هرگز از بهشت بدر نرويم مائيم خوشنودان كه هرگز بخشم نيائيم خوشا حال كسى كه از براى ما خلق شده باشد و خوشا حال كسى كه ما از براى او خلق شدهايم مائيم آنها كه اگر گيسوى يكى از ما در ميان آسمان بياويزد نور آن ديدهها را خيره كند و بروايت ديگر اگر يكى از ما را در ميان زمين و
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٩٦