تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
آسمان بازدارند هرآينه مستغنى گرداند ايشان را از نور آفتاب و ماه - و در ثواب اعمال روايت كرده است از حضرت صادق عليه السّلام كه حق تعالى هيچ خلقى نيافريده مگر آنكه از براى او خانهء در بهشت و خانهء در جهنم مقرر كرده است چون اهل بهشت در بهشت و اهل جهنم در جهنم ساكن شوند منادى ندا كند كه اى اهل بهشت مشرف شويد پس مشرف شوند بر اهل جهنم پس منازلى كه از براى ايشان در جهنم مقرر كرده‌اند بلند كنند و بايشان بنمايند و بگويند كه اينها منازل شما است كه اگر معصيت خدا ميكرديد داخل اين منازل ميشديد پس اگر كسى از شادى و فرح بميرد بايد اهل بهشت در آن روز از شادى هلاك شوند كه آن عذاب از ايشان دفع شده است پس ندا كنند كه اى اهل جهنم سر بالا كنيد و نظر كنيد بسوى منازل خود در بهشت پس چون نظر كنند بايشان بنمايند منازل ايشان را و نعمتهائى را كه در آنجا از براى ايشان مقرر كرده‌اند و گويند اينها منازل شما است كه اگر اطاعت خدا ميكرديد داخل اين منازل ميشديد پس اگر كسى از حزن و اندوه بميرد بايست در آن روز اهل جهنم از حزن و اندوه بميرند پس منازل اهل جهنم را به اهل بهشت بميراث ميدهند و منازل اهل بهشت را در جهنم باهل جهنم بميراث ميدهند و اينست معنى قول حقتعالى
أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ
يعنى ايشانند وارثون كه ميراث مىبرند فردوس را و ايشان هميشه در آنجا خواهند بود . و على بن ابراهيم بسند كالصحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه هيچ حسنه‌اى نيست مگر آنكه خدا ثوابى از براى آن بيان كرده است به غير نماز شب كه از بس كه ثواب آن عظيم است بيان نفرموده است و گفته است كه پس نميداند نفسى آنچه پنهان كرده‌اند از براى ايشان از چيزهائى كه موجب روشنى چشم ايشانست از براى جزاى آنچه ميكردند پس حضرت فرمودند بدرستى كه خدا را كرامتى هست در بندگان مؤمن خود در هر روز جمعه چون روز جمعه شود حقتعالى بفرستد بسوى مؤمن ملكى را با خلعت حله‌اى چون ملك بدروازهء بهشت رسد بگويد از براى من رخصت بطلبيد كه داخل بهشت شوم بر فلان مؤمن پس دربانان بنزد مؤمن روند و بگويند رسول پروردگار تو در دروازه رخصت ميطلبد كه داخل شود مؤمن با زنان خود مصلحت مىكند ايشان ميگويند اى آقاى ما به حق آن خداوندى كه بهشت را از براى تو مباح گردانيده است چيزى از براى تو نيكوتر از اين نميدانم كه پروردگار تو خلعت از براى تو فرستاده است پس يكى از آن حله‌ها را بر كمر بندد و ديگرى را بر دوش افكند و بر هر چه گذرد از آن از نور آن حله‌ها روشن شود تا به وعده‌گاه لقاى الهى برسد چون در آنجا جمع شوند نورى از انوار حق بر