تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
در هر عقبه‌اى اسم واجبى و فرضى است از اوامر و نواهى الهى پس بهر عقبهء كه برسند كه مسمى باسم واجب است اگر تقصير در آن واجب كرده است او را در آن عقبه هزار سال بازمىدارند و طلب حق خدا در آن واجب از او ميكنند اگر بيرون آمد از عهدهء آن به عمل صالح او كه پيش فرستاده باشد يا رحمتى از حقتعالى كه او را دريابد نجات مىيابد از آن و ميرسد بعقبهء ديگر و پيوسته او را از عقبه‌اى بعقبهء ديگر مىبرند و نزد هر عقبهء سؤال ميكنند از آنچه او در صاحب اسم آن عقبه تقصير كرده است پس اگر از همه بسلامت بيرون رفت منتهى مىشود بدار بقا پس حياتى مىيابد كه هرگز مرگ در آن نميباشد و سعادتى مىيابد كه هرگز شقاوت و تعب با او نمىباشد و ساكن مىشود در جوار خدا با پيغمبران و اوصياء و صديقان و شهداء و صالحان از بندگان خدا و اگر او را در عقبه‌اى حبس كنند و طلب كنند از او حقى را كه در آن تقصير كرده است پس نجات ندهد او را عمل صالحى كه پيش فرستاده و در نيابد او را رحمتى از جانب حقتعالى قدمش ميلغزد از آن عقبه و فرو ميرود در جهنم پناه ميبريم از آن به خدا و اين عقبات همه بر صراط است و اسم يك عقبه از آنها ولايت است همه خلايق را نزد آن عقبه نگاه ميدارند و سؤال ميكنند از ولايت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه بعد از او اگر اتيان به آن كرده است نجات مىيابد و مىگذرد و اگر نكرده است فرو ميرود بسوى جهنم چنان كه فرموده است
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
و اهم عقبات مرصاد است
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
حقتعالى ميفرمايد بعزت و جلال خود سوگند ياد ميكنم كه از من نميگذرد ظلم ظالمى و اسم يك عقبه رحم است و اسم ديگرى امانت است و اسم ديگرى نماز است و باسم هر فرضى يا امرى يا نهيى عقبه‌اى هست كه بنده را نزد آن عقبه بازمىدارند و از آن فرض سؤال ميكنند .

فصل چهاردهم در حقيت و حقيقت بهشت و دوزخ است -

بدان كه وجوب ايمان به بهشت و دوزخ جسمانى به نحوى كه در صريح آيات و اخبار متواتره وارد شده است از ضروريات دين اسلام است و كسى كه مطلقا بهشت و دوزخ را انكار كند مانند ملاحده يا تأويل كند آنها را مانند فلاسفه بىشك كافر است و فلاسفه در اين باب دو طايفه‌اند : اول اشراقيانند كه قائلند بعالم مثال و ايشان ظاهرا قائلند ببهشت و دوزخ و آنچه در شرع وارد شده از تفاصيل آنها اما نه در اين بدن جسمانى و نه آنكه آن بهشت و دوزخ جسمى چندند از قبيل اجسام اين دنيا بلكه عالمى است متوسط ميان عالم جسمانيات و عالم مجردات