خلق كند از صور حسنه و قبيحه كه حسن و قبح آنها مصور و معاين گردد بلى با مذهب كسى موافقست كه معاد را در عالم خيال و مثال و اجساد مثاليه قائل باشد و ايضا خلاف است بر تقدير حمل ميزان بر حقيقت آن كه آيا از براى همه كس يك ترازو است يا آنكه ترازوى هر كس جداست و بر تقدير جدا بودن هر كس را يك ترازو است يا باعتبار عقايد و اعمال او و اخلاق و انواع افعال او ترازوهاى متعدده هست و چون خصوص اين شقوق معلوم نيست ايمان اجمالى در اين ابواب كافى است و جمعى از متكلمين خاصه و عامه قائل شدهاند به آنكه ميزان كنايه از عدل است و موازنه ميان مقادير ثواب و عقاب اعمال بر وجه عدالت و ميگويند اگر آن شخص اقرار به عدالت حقتعالى دارد چه احتياج بكشيدن و ترازو است و اگر اعتقاد ندارد به اين
كشيدن كى باور مىكند و ميتواند گفت كه خود جسمى چند را آوردى و سنجيدى و اين رجحان را ظاهر كردى من چه دانم كه بر وجه عدالتست پس فايده در اين كشيدن نيست و مؤيد در اينست آنچه در احتجاج از هشام بن الحكم منقولست كه زنديقى سؤال كرد از حضرت صادق عليه السّلام از ميزان حضرت فرمود كه اعمال اجسام نيستند كه سبكى و سنگينى داشته باشند و كسى محتاج است به وزن كردن چيزى كه عدد اشياء را نداند و ثقل و خفت آنها را نداند و خدا هيچ چيز مخفى از او نيست پرسيد كه پس چه معنى دارد ميزان فرمود كه مراد عدل است پرسيد چه معنى دارد آنكه ميفرمايد كه هر كه سنگين شود موازين او فرمود هر كه راجح شود عمل خير او كلينى و ابن بابويه بسند معتبر از هشام بن سالم روايت كرده است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند از معنى قول حقتعالى
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ
فرمود كه موازين انبياء و اوصيااند و شيخ مفيد گفته است كه ميزان تعديل ميان اعمالست و جزاى آنها و هر جزائى را در موضع خود قرار دادن و هر حقى را به صاحبش رسانيدن و آن معنى ندارد كه حشويه فهميدهاند كه در قيامت ترازوها است مانند ترازوهاى دنيا كه هر ميزانى دو كفه داشته باشد و اعمال را در آنجا بگذارند زيرا كه اعمال عرضى چندند و اعراض را وزن نميتوان كرد و موصوف بخفت و ثقل ميشوند بر سبيل مجاز و مراد آنست كه هر چه ثقيل باشد از اعمال يعنى بسيار باشد و استحقاق ثواب عظيم داشته باشد و آنچه خفيف و سبك باشد يعنى قدرش كم باشد و صاحبش استحقاق ثواب جزيل داشته باشد و حديثى كه وارد شده است كه حضرت امير المؤمنين و ائمه از ذريه او موازيناند مراد آنست كه ايشان تعديل ميان اعمال و حكم ميكنند در آن باب به