فصل دهم در بيان ميزانست و حساب و سؤال و رد مظالم
بدان كه خلافى نيست در ميان مسلمانان در حقيقت ميزان و در قرآن مجيد در مواضع متعدده وارد شده است - در سورهء اعراف ميفرمايد
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ
يعنى وزن و سنجيدن اعمال در روز قيامت حق است پس هر كس سنگين باشد ترازوهاى او پس ايشانند رستگاران و هر كس سبك باشد ترازوهاى او پس ايشانند آنها كه زيان كردهاند جانهاى خود را بسبب آنچه بودند كه بآيات ما ستم ميكردند و در سورهء مؤمنان نيز نزديك
به اين مضمون فرموده است و در باب كافران فرموده است در سوره كهف پس برپا نميداريم از براى ايشان وزنى را و در سوره انبيا فرموده است و ميگذاريم ترازوهاى عدالت را از براى روز قيامت پس ظلم كرده نميشود نفسى به هيچ ظلم و اگر از اعمال او به قدر حبه سنگينى داشته باشد از خردل آن را مىآوريم در ميزان عمل او و ما كافى هستيم از براى حساب كردن و در سوره قارعه نيز خفت و ثقل موازين را فرموده است .
پس در اصل ميزان شكى نيست و انكار بالكليه كفر است اما در معنى آن خلاف است اكثر مفسرين و متكلمان عامه و خاصه بر ظاهرش حمل كردهاند و ميگويند حق جل و علا در قيامت ترازوئى نصب مينمايد كه زبانهاى دارد و دو كفه عظيم و اعمال عباد را در آن ميسنجند و حسنات را در يك كفه ميگذارند و سيئات را در يك كفهء ديگر و اين جماعت نيز خلاف كردهاند در كيفيت وزن زيرا كه اعمال عرضى چندند و وزنى نميدارند و قائم بنفس نميباشند پس بعضى گفتهاند صحايف اعمال را ميكشند و عامه از ابن عمر روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند از آن چه وزن ميكنند در روز قيامت فرمود صحيفهها را وزن ميكنند بنابراين بايد حقتعالى صحيفهها را در خور وزن قرار دهد و بعضى گفتهاند اعمال حسنه مصور ميشوند بصورتهاى نورانى نيكو و اعمال سيئه مصور ميشوند بصورتهاى تاريك و سياه و آنها را با يكديگر وزن ميكنند و بعضى بتجسم اعمال قائلند و ميگويند باعتبار اختلاف نشئات انقلاب حقايق جايز است چنانچه علم و معرفت در عالم رؤيا به آب و شير مصور مىشود و اين سخن از طريق عقل بسيار دور است و با معادى كه اهل اسلام قائلند موافقت ندارد زيرا كه ايشان بعود همين بدن قائلند و باختلاف نشئات قائل نيستند و با اين حال قول بانقلاب حقايق سفسطه است و اقرب بعقل آنست كه حقتعالى مناسب آن اقوال و افعال و اخلاق از جواهر چيزى چند