بر آن ناقهها با زينت تمام و حلههاى بهشت و تاجها از مرواريدتر بر سر كه آن تاجها در سر ايشان نور بخشد و درخشد مانند ستارهها كه در آسمان از نزديك و دور ميدرخشند پس ارواح مؤمنان در عرصه بهشت جمع شوند پس خداوند جليل امر ميفرمايد جبرئيل را كه ملائكه آسمانها را باستقبال ايشان فرستد پس ملائكه هر آسمان استقبال كنند و تا آسمان پائين ايشان را مشايعت كنند تا فرود آيند به وادى السلام و آن صحرائى است در پشت كوفه يعنى صحراى نجف اشرف پس متفرق شوند در شهرها و قريهها تا زيارت كنند اهالى خود را كه در دنيا با ايشان بودهاند و با ايشان ملكى چند باشند كه بگردانند روهاى ايشان را از آنچه نميخواهند بسوى آنچه ميخواهند يعنى امور بدى كه موجب اندوه ايشان ميگردد ديدن آنها را از ايشان پنهان ميگردانند و امورى كه موجب سرور ايشانست بايشان مينمايند و به زيارت قبرها كه بدنهاى اصلى ايشان در آنها است ميروند و چون مردم از نماز جمعه و عيد فارغ ميشوند ندا مىكند جبرئيل در ميان ايشان كه برگرديد بسوى غرفههاى بهشت پس برمىگردند چون حضرت اين را فرمود مردى از اهل مجلس گريست و گفت فداى تو شوم اين از براى مؤمن است حال كافر چون خواهد بود فرمود بدنهاى ملعونى چندند در زير خاك و روحهاى خبيثى چندند كه ساكن گردانيدهاند ايشان را در وادى برهوت در چاه كبريت در آنجا معذبند بفزعها و هولهاى آنها ميرسد ببدنهاى ملعون خبيث ايشان كه
در زير خاكند به منزله كسى كه در خواب باشد و خوابهاى هولناك ببيند و پيوسته آن بدنها خائف و ترسانند و روحها معذبند بانواع عذابها و پيوسته در زندان سخط الهى محبوسند و روحى و راحتى نمييابند تا آنكه قائم ما ظاهر شود پس آن روحهاى خبيث را بسوى بدنهاى پليد ايشان بر ميگردانند و حضرت قائم عليه السّلام گردن ايشان را مىزند و ميروند بسوى آتش و در قيامت بجهنم ميروند و ابد الآباد در آنجا معذب خواهند بود .
مؤلف گويد كه از اين حديث ظاهر مىشود كه ارواح مؤمنان در عالم برزخ در بهشت خلدند كه در آسمانست و از احاديث سابقه ظاهر مىشود كه در بهشت زمين ميباشند و آن احاديث پيش معتبرتر است و ممكن است كه اين مخصوص بعضى از مقربان بوده باشد و مجمل قول در اين ابواب و آنچه مذكور شد البته اعتقاد بايد كرد و از احاديث مستفيضه و براهين قاطعه آنچه معلوم مىشود آنست كه نفس بعد از موت باقى است اگر محض ايمان دارد متنعم است و اگر محض كفر دارد معذب است و اگر مستضعف است كه قدرت بر تميز حق از باطل ندارد يا حجت كما ينبغى بر او تمام نشده است مانند جمعى كه در اقصاى بلاد كفر يا بلاد تسنن ميباشند و اطلاعى بر اختلاف مذاهب ندارند يا اگر اطلاعى دارند نميتوانند ببلادى آمد كه تجسس دين حق بكنند بلكه بعضى از مخالفين كه محبت اهل بيت داشته باشند و با شيعه عداوتى نداشته باشند و حيران باشند و امام را
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٢٩