تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
پسر تو نه جعفر و نه عقيل پسر تو على بن ابى طالب عليه السّلام چون برگشتند مردم گفتند يا رسول اللّه در اين جنازه كارى چند كردى كه در جنازه‌هاى ديگر نكردى فرمود بتأنى رفتن من از براى كثرت و ازدحام ملائكه بود و هفتاد تكبير گفتن از براى آن بود كه هفتاد صف از ملائكه بر او نماز كردند و اما آنكه بر لحدش خوابيدم از براى آن بود كه در حال حيات او ضغطه قبر را ذكر كردم گفت وا ضعفا پس در لحدش خوابيدم كه زمين او را نفشارد و اما آنكه كفن كردم او را به پيراهن خود از براى آن بود كه روزى در حال حيات او قيامت را ذكر كردم و گفتم مردم عريان محشور خواهند شد گفت وا سوأتاه او را به پيراهن خود كفن كردم كه او پوشيده محشور گردد و اما آنكه گفتم به او ابنك ابنك براى آن بود كه دو ملك آمدند و از او سؤال كردند از پروردگارش گفت خدا پروردگار من است و گفتند كيست پيغمبر تو گفت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيغمبر من است گفتند كيست امام تو و ولى تو شرم كرد آنكه بگويد على عليه السّلام فرزند من پس به او گفتم بگو فرزند تو على بن أبي طالب عليه السّلام پس خدا ديده او را به اين روشن كرد . مؤلف گويد كه اين حديث دلالت مىكند بر آنكه از امامت امام پيش از زمان امامتش نيز سؤال ميكنند و بايد مخصوص كسى باشد كه علم بامامت او بهم رسانيده باشد و محتملست كه مخصوص حضرت فاطمه باشد از براى جلالت او چنانچه آخر حديث اشعار به آن دارد و كلينى بسند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه ميت مؤمن را چون از خانه‌اش بيرون مىآورند مشايعت ميكنند او را ملائكه تا قبر او و ازدحام ميكنند براى او تا قبرش ميرسانند چون به قبرش رسيد زمين به او مىگويد مرحبا خوش آمدى و بسوى اهل خود آمدى به خدا سوگند كه دوست ميداشتم كه مثل تو كسى بر روى من راه رود خواهى ديد كه با تو چه خواهم كرد پس قبر او را مىگشايند به قدر آنكه چشم او كار كند و داخل مىشوند بر او دو ملك در قبر او منكر و نكير و سؤال ميكنند از او كيست پروردگار تو مىگويد خدا مىگويند چيست دين تو مىگويد اسلام مىگويند كيست پيغمبر تو مىگويد محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىگويند كيست امام تو مىگويد فلان پس منادى از آسمان ندا مىكند كه راست گفت بندهء من از فرشهاى بهشت در قبرش بگسترانيد و درى از بهشت بسوى قبرش بگشائيد و از جامه‌هاى بهشت بر او بپوشانيد تا بيايد بنزد ما و آنچه نزد ما است از براى او بهتر است پس به او گويند بخواب مانند خواب نو داماد و بخواب خوابيدنى كه در آن خواب پريشانى نباشد و اگر كافر باشد ملائكه مشايعت او كنند تا قبر او و زمين به او گويد لا مرحبا بجاى بدى آمدى و اللّه كه من دشمن ميداشتم كه مثل تو كسى بر روى من راه رود البته خواهى ديد كه با تو چه خواهم كرد پس بر او تنگ مىگيرد و ميفشارد او را تا استخوانهاى پهلوهايش به يكديگر ميچسبند پس منكر و نكير
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 416 | العلامة المجلسي