غير جن و انس كه مكلفند و ميگويند كه كاش مرا بازگشتى بود به دنيا پس از مؤمنان ميشدم و مىگويد مرا برگردانيد بسوى دنيا شايد عمل شايسته بكنم در آنچه گذاشتهام پس زبانيه جواب او را ميگويد كلا اين سخنى است كه تو ميگوئى و ملكى ايشان را ندا مىكند كه دروغ ميگويد اگر بر گردد عود خواهد كرد به آنچه او را نهى كردهاند از او و چون او را داخل قبر كنند و مردم از او مفارقت كنند منكر و نكير بيايند بسوى او در بدترين صورتها و او را بنشانند و سؤال كنند از او از دين او و از رب او و كتاب او پس زبانش مضطرب شود و نتواند جواب بگويد پس ضربتى از عذاب الهى بر او زنند كه همه چيز از او بترسند پس باز از او سؤال كنند گويد من نميدانم گويند هرگز ندانى و هدايت نيابى و رستگار نشوى پس درى از براى او بسوى جهنم ميگشايند و بعوض نزال كه از براى مهمان مهيا ميكنند حميم جهنم از براى او مىآورند و اينست مراد از قول حقتعالى
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ
يعنى در قبر و
تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ
يعنى در آخرت و اما آنچه در قبر از او سؤال ميكنند معلوم است كه سؤال از عقايد ايمان ميكنند خصوصا امامت ائمه عليهم السّلام و احاديث از طرق خاصه و عامه متواتر است كه در قبر از ولايت على بن أبي طالب عليه السّلام سؤال ميكنند چنانچه
شيخ كشى بسند معتبر از يونس بن عبد الرحمن روايت كرده است كه من به خدمت حضرت رضا عليه السّلام رفتم فرمود كه على بن ابو حمزه مرد گفتم بلى فرمود كه داخل آتش شد پرسيدند از او امام بعد از پدرم گفت بعد از او امامى نميدانم پس ضربتى بر او زدند كه قبرش پر از آتش شد و به روايت ديگر فرمود كه او را نشانيدند در قبرش پس سؤال كردند از ائمه نام همه را گفت تا آنكه بنام من رسيد توقف كرد پس از پرسيدن از او پس بر سرش ضربتى زدند كه قبرش مملو از آتش شد و در بصائر الدرجات از رز بن جيش روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه چون بنده را داخل قبر كنند دو ملك بنزد او مىآيند كه اسم ايشان منكر و نكير است پس اول چيزى كه از او سؤال ميكنند از پروردگار او است پس از پيغمبر او پس از ولى و امام او اگر جواب گفت نجات يافت و اگر عاجز ماند عذاب ميكنند او را پس مردى گفت كه اگر كسى پروردگار خود و پيغمبر خود را شناخت و ولى خود را نشناخت چونست حال او فرمودند مذبذب است نه از اينها است و نه از آنها و هر كه را خدا گمراه كرد نمىيابى هرگز از براى او راهى بسوى نجات و گفتند به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا نبى اللّه كيست ولى گفت ولى شما در اين زمان على است و بعد از او وصى او و از براى هر زمانى عالمى مىباشد كه خدا به او حجت تمام مىكند بر خلق تا آنكه نگويند چنان كه گمراهان پيش از ايشان گفتند در وقتى كه انبياء ايشان رفتند گفتند پروردگارا